تبلیغات
برنامه ریزی و کنترل پروژه
 
برنامه ریزی و کنترل پروژه
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : عباس مقدسی
نویسندگان
چهارشنبه 31 خرداد 1396 :: نویسنده : عباس مقدسی

در ادامه مطلب چهارم قصد دارم در رابطه با دلایل نیاز به مکاتبات و نامه های ارسالی از طرف پیمانکار توضیحات مختصری رو خدمتتون عرض کنم.

دلیل نیاز به مستندات پیمانکار اینه که با کمکشون اثبات کنیم در فلان تاریخ به دلیل فلان تاخیر یا تغییری که از طرف کارفرما یا مشاور رخ داده پروژه متوقف بوده و یا با سرعت کمتری نسبت به برنامه زمان بندی پیش میرفته و ادعا کنیم مواردی که باعث تاخیر در اجرای پروژه شده اند خارج از قصور پیمانکار بوده اند.

حالا این پرسش مطرحه که از بین این همه مکاتبه که با مشاور، کارفرما و حتی سایر ذینفعان پروژه داشته ایم به کدام یک از نامه ها نیاز داریم و یا به عبارتی محتوای کدوم نامه برای اثبات ادعاها میتونه کمک کنه

خب روش کار پیشنهادی من به این شکله که 10 فصل برای گزارش توجیه تاخیرات در نظر میگیرم دقیقا مطابق 10 بند ماده 30 شرایط عمومی پیمان، برای اینکه این ده بند براتون مرور بشن بصورت خلاصه کلیاتش رو خدمت دوستان عرض میکنم:

فصل اول میشه تغییر مبلغ پیمان (منظورم هم دستور کارهای جدیده و هم افزایش مقادیر کاره که در قالب 25% بهمون ابلاغ میشن).

فصل دوم میشه تغییر اساسی نقشه ها (به کلمه اساسی دقت کردین؟ منظور از تغییر اساسی اینه که روش اجرای فعالیتی عوض بشه یا کلا متریال و نوع کاربری یک فضا عوض بشه، دقت کنید اصلا منظورش این نیست که اگه تغییر کوچیکی در نقشه پنجره ها اتفاق افتاد شامل این فصل بشه).

فصل سوم میشه تاخیر در تحویل کارگاه، نقشه ها، دستور کارها و مصالح (خب این موردم که تقریبا مشخصه ، فقط نکتش اینه که باید طبق برنامه زمانبندی اونا رو از مشاور درخواست کرده باشید و با این حال، مشاور یا کارفرما در تحویل اونا تاخیر داشته باشن).

فصل چهارم میشه تاخیر در تحویل مصالحی که باید لزوما با حواله کارفرما تهیه بشن.

فصل پنجم میشه حوادث قهری (برای اینکه بهتر متوجه حوادث قهری بشید حتما ماده 16 و 43 رو هم بخونید).

فصل ششم میشه محدودیت ورود مصالح (برای اینکه متوجه بحث محدودیت ورود مصالح بشید ماده 20 رو یه نگاه بندازید).

فصل هفتم میشه تعلیق (ماده 49 در این رابطه مفصل توضیح داده)

فصل هشتم میشه قوانین و مقررات جدید (منظور قوانین و مقرراتی که پس از پیشنهاد مناقصه وضع شده باشن مثل هدفمندی یارانه ها تو سال 90).

فصل نهم میشه تعهدات مالی (منظور از تعهدات مالی ،پیش پرداخت، صورت وضعیت های موقت، صورت وضعیت های تعدیل و کلا هر نوع تعهد مالی میشه که به عهده کارفرماست).

فصل ده میشه سایر موارد (این بند تقریبا دست پیمانکارو باز میزاره تا هر ادعایی که نمیتونه در قالب موارد گفته شده مطرح کنه رو اینجا بیاره).

خب بعد از این که ده فصل یا ده قسمت رو مشخص کردید شروع می کنید به خوندن نامه های ارسالی از ابتدای پروژه، پس از خوندن متن هر نامه باید بتونید تشخیص بدید که آیا این نامه شامل موارد این ده بند میشه یا نه و اگر میشه در کدوم فصل قرار میگیره، مثلا اگر به فصل یک مربوط بود ازش یه کپی بگیرید و تصویر اون رو به عنوان مستندات فصل اول دسته بندی کنید، همینطور  ادامه بدید تا همه مستندات مربوطه رو بخونید و از اون نامه هایی که به دردتون میخوره کپی بگیرید و مستنداتو به تفکیک فصل ها تو این مرحله دسته بندی کنید.

خب برای اینکه طول مطالب زیاد نشه و حوصله شما هم سر نره ادامه چگونگی جداسازی مستندات رو در مطلب بعدی دنبال خواهیم کرد.





نوع مطلب :
برچسب ها : آموزش مدیریت ادعا، آموزش گام به گام تهیه گزارش تاخیرات، چگونگی تهیه لایحه تاخیرات،
لینک های مرتبط :

در ادامه قدم سوم قصد دارم در رابطه با دلیل نیاز به سایر مستنداتی که قبلا بهشون اشاره شد توضیحات مختصری خدمتتون عرض کنم.
اگه یادتون باشه به عنوان اولین مورد، در رابطه با قرارداد پروژه و همچنین دلایل مطالعه اون صحبت کردیم و اشاره کوتاهی هم به شرایط خصوصی قرارداد شد، حالا نوبت میرسه به شرایط عمومی حاکم بر قرارداد، با توجه به اینکه فرض ما از ابتدا این بود که قراردادمون از نوع قراردادهای سه عاملی باشه، پس شرایط عمومی مربوط بهش هم میشه همون نشریه معروف 4311.

برای تهیه گزارش توجیه تاخیرات باید به اکثر مفاد شرایط عمومی پیمان مسلط باشیم یعنی شما علاوه بر خوندن مفاد شرایط عمومی باید بتونید اونها رو هم تفسیر کنید.

ممکنه وقتی دارید مفاد شرایط عمومی رو میخونید مطلب خاصی براتون جلب توجه نکنه (ولی اگه رجوع کنید به پرسش و پاسخ های سازمان برنامه و بودجه که در مورد ابهامات و برداشت های متفاوت از شرایط عمومی هست، اون موقع متوجه پیچیدگی ها و تفسیرهای مختلف بندهای شرایط عمومی پیمان میشید)، برای همین من بهتون پیشنهاد میکنم حتما در کنار مطالعه ماده ها و  تبصره های شرایط عمومی، پرسش و پاسخ های مربوط به هر قسمت را هم مطالعه کنید و موارد مهم رو یه گوشه یادداشت کنید مخصوصا پرسش و پاسخ هایی که در رابطه با بحث تاخیرات پروژه هستن.

پس همونطور که گفته شد مطالعه و درک نسبتا کامل شرایط عمومی پیمان لازمه، ولی عمده ترین دلیل اینکه میریم سراغ شرایط عمومی، ماده 30 هستش (ماده تمدید مدت پیمان) که در رابطه با بحث تاخیرات و تمدید مدت پیمان صحبت میکنه، ، این ماده در رابطه با اینکه گزارش توجیه تاخیرات باید چند فصل باشه و موارد هر فصل چه چیزهای هستن به طور کامل توضیح میده.

در واقع بند الف ماده 30 مواردی که موجب افزایش مدت اجرای کار میشن و پیمانکار میتونه بر اساس اونا ادعا کنه رو بیان میکنه، که ما هر کدوم از اون بند ها رو یه فصل در نظر می گیرم ، این موارد شامل: 1- تغییر مبلغ پیمان  2- تغییر اساسی نقشه ها  3- تاخیر در تحویل کارگاه، نقشه ها، دستور کارها و مصالحی که به عهده کارفرما هستن 4-تاخیر در تحویل مصالحی که باید لزوما با حواله کارفرما تهیه بشن 5- حوادث قهری 6- محدودیت ورود مصالح 7- تعلیق  8-قوانین و مقررات جدید  9-تعهدات مالی کارفرما و مورد آخر هم شامل سایر مواردی میشه که به تشخیص کارفرما خارج از قصور پیمانکار باشن، البته تو مطلب های بعدی با جزئیات بیشتری در مورد هر کدام از موارد گفته شده صحبت میکنم.

همچنین در ماده 30 راجع به اینکه دعاوی پیمانکار در قالب چه موضوع هایی باید مطرح بشن، تاخیرات موازی چطور در نظر گرفته بشن و یا اینکه تاخیرات توسط چه کسانی و در چه بازه ای باید رسیدگی بشن و اینکه نتیجه بررسی گزارش توجیهی تاخیرات به چه کسانی اعلام بشه و  مواردی از این دست به طور کامل توضیح داده شده و ارجاعات زیادی هم به مفاد و تبصره های دیگه داره که اونا رو هم باید کامل بدونید.

خب در این مطلب بصورت مختصر و کوتاه متوجه شدیم که دلیل نیاز به شرایط عمومی حاکم بر قرارداد چیه، در قدم های بعدی قصد دارم تا در رابطه با دلیل نیاز به مکاتبات پیمانکار صحبت کنم.





نوع مطلب :
برچسب ها : قدم چهارم برای تهیه لایحه تاخیرات، چگونگی تهیه لایحه تاخیرات، مدیریت ادعا در پروژه ها، گزارش تاخیرات فنی پروژه ها،
لینک های مرتبط :

در ادامه مطلب دوم قصد دارم توضیحات مختصری در خصوص دلیل نیاز به مستنداتی که قبلا گفته شد رو خدمتتون عرض کنم.

با موافقتنامه و شرایط خصوصی پروژه شروع میکنیم ، اگه یادتون باشه اولین موردی که برای تهیه لایحه تاخیرات بهش نیاز داریم قرارداد پروژه هستش: علتش هم اینه که برای تهیه لایحه تاخیرات به یه سری اطلاعات کلی نیاز داریم که تو موافقتنامه و شرایط خصوصی قرارداد هستن، ولی قبل از اینکه بریم سراغ جمع آوری اطلاعات قراردادی، باید نوع قرادادو بدونیم ( قبلا تو مطلب اول گفتیم که فرض میکنیم قراردادمون سه عاملی باشه، خب حالا باید تیپ قراردادو هم مشخص کنیم که فهرست بهاییه یا سرجمع، با توجه به تیپ قرارداد بعضی از موارد بعدی ممکنه استفاده بشه یا نشه، مثل تاخیرات مالی پروژه( ، بعد از اینکه متوجه نوع قرارداد شدیم باید بریم سراغ جمع آوری اطلاعات مورد نیازمون بر اساس قرارداد، موارد رو با هم مرور می کنیم:

اولین مورد مبلغ قرارداده ( که میشه ماده سه موافقتنامه )

دومین مورد مدت قرارداده (که اون هم ماده چهار موافقتنامه هست)

این دو عدد بیشتر برای تهیه گزارش تاخیرات مالی به دردمون میخورن (منظورم همون بخشنامه معروف 5090 هستش )

سومین مورد که خیلی هم مهمه، تعهدات کارفرماست که معمولا در شرایط خصوصی آورده میشه. مثلا قرار بوده که برق کارگاه از طرف کارفرما تامین بشه یا آزاد سازی اراضی توسط کارفرما انجام بشه و از این جور چیزا.

چهارمین مورد شناسایی اسکوپ یا محدوده پروژه است. برای اینکه بهتر متوجه مسئله بشین یه مثال میزنم فرض کنید، تو قرارداد قرار بوده که 500 مترمکعب خاکبرداری داشته باشیم ولی تو اجرا چیزی بیش از 850 مترمکعب خاکبرداری انجام داده ایم این میشه افزایش مقادیر کار، اسکوپ کار  رو باید کامل شناسایی کنید تا بتونید افزایش مقادیرو براحتی تشخیص بدید.                                                      

پنجمین مورد که باید از قرارداد استخراج کنید و بیشتر برای محاسبه تاخیرات مالی ازش استفاده می شه (نحوه پرداخت اقساط پیش پرداخته) ، ممکنه اقساط طبق بخشنامه سال 1382 در سه قسط پرداخت بشه (8% بعد از تحویل زمین، 6.5% پس از تجهیز کارگاه و تایید مشاور و 5.5% هم پس از 30% پیشرفت مالی پروژه بدون در نظر گرفتن مصالح پایکاره) البته ممکن هم هست که پیش پرداخت بصورت یکجا پرداخت بشه یعنی یک قسط باشه.

و در آخر هم باید نحوه پرداخت توسط کارفرما رو هم مشخص کنید، اینکه متوجه بشیم که آیا قرارداد نقدیه یا غیر نقدی یا مثلا ترکیبیه ( نقدی و غیرنقدی).

تو این مطلب سعی کردم به موارد اصلی و کلی که تو قرارداد هست اشاره کنم، در مطلب های بعدی در خصوص سایر مستندات و دلایل نیاز به اونا توضیحات مختصری رو خدمتتون عرض خواهم کرد.





نوع مطلب :
برچسب ها : چگونگی تهیه لایحه تاخیرات، تهیه لایحه تاخیرات فنی در پروژه،
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 17 خرداد 1396 :: نویسنده : عباس مقدسی

در ادامه قدم اول، قصد دارم در خصوص دومین قدم برای تهیه لایحه تاخیرات، توضیحات مختصری رو خدمت علاقمندان عرض کنم. (بهتون پیشنهاد میکنم اگه قدم اول رو مطالعه نکردین، اول اونو مطالعه کنین و بعد از اون بیاین سراغ این مطلب).

و اما قدم دوم : فرض میکنیم قرارداد ما از نوع قراردادهای سه عاملیه و بعد از انجام قدم اول به این نتیجه رسیدیم که خسارت تاخیراتمون هم خیلی زیاد نیست، بنابراین نیازی به تشکیل تیم نداریم و ما به عنوان کارشناس برنامه ریزی و کنترل پروژه به تنهایی کار رو ادامه میدیم.

خب، تو این مرحله کاری که باید انجام بدیم اینه که، مستندات رو گردآوری کنیم، مستنداتی رو که بهشون نیاز داریم، با هم مرور میکنیم :

اولین چیزی که بهش نیاز داریم: موافقتنامه پروژه، شرایط خصوصی و شرایط عمومی حاکم بر اون هستش.

دومین موردی که بهش نیاز داریم نامه های ارسالی ما، یعنی پیمانکاره (منظورم هم نامه های ارسالی از دفتر مرکزی و هم نامه های ارسالی از کارگاهه، حواستون باشه که نباید نامه ای رو از قلم بندازید)

مورد سوم، نامه های دریافتی از مشاور و کارفرماست.

مورد چهارم: صورتجلسات کارگاهیه که توسط ارکان پروژه به امضاء رسیده.

مورد پنجم: گزارشات روزانه تایید شده نظارت و تصاویر اجرای پروژه س که رویدادهای مهم رو نشون میدن.

مورد ششم: دستور کارهای جدید ابلاغ شده و افزایش مقادیر مربوط به آیتم های قرارداده، که در قالب افزایش مبلغ پیمان یا همون 25% مطرح میشن.

مورد هفتم، نامه های ارسالی در خصوص صورت وضعیت ها و روکش صورت وضعیت های تایید شده هست (دقت کنین منظور از صورت وضعیت، هم صورت وضعیت های موقت و هم صورت وضعیت های تعدیله ) البته اگر صورت وضعیت قطعی رو هم به تایید کارفرما رسونده باشید به اونم احتیاج داریم، همچنین به نامه های درخواست پیش پرداخت و کپی ضمانت نامه هاش هم نیاز داریم.

و در نهایت برنامه زمان بندی تصویب شده هم لازمه.

در مطلب بعدی در رابطه با موارد استفاده و نحوه بکار گیری هر کدام از موارد پیش گفته توضیحات کوتاهی رو خدمتتون عرض خواهم کرد.





نوع مطلب :
برچسب ها : قدم دو برای تهیه لایحه تاخیرات، نحوه محاسبه تاخیرات فنی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 15 خرداد 1396 :: نویسنده : عباس مقدسی

خیلی وقت پیش بود که با زحمات همکارم سرکار خانم مهندس آقابابایی یکسری پادکست در خصوص چگونگی تهیه گزارش تاخیرات آماده کردیم و خوب بازخوردهای نسبتا خوبی هم گرفتیم برای همین تصمیم گرفتم به غیر از پادکست ها شرح شون رو هم براتون بذارم، شاید برای بعضی ها اینجوری بهتر باشه.

خب من در این مطلب قصد دارم تا در خصوص اولین قدم برای تهیه لایحه تاخیرات، توضیحات مختصری رو خدمت علاقمندان به این حوزه عرض کنم.

فرضیات من برای ادامه مطلب اینه که، شما کارشناس برنامه ریزی و کنترل پروژه در یک شرکت پیمانکاری هستید، و قراره لایحه تاخیرات پروژه ای رو که تحویل موقت شده آماده کنید.

خب ، حالا به نظرتون اولین قدم که باید انجام بدید چی میتونه باشه :

آیا بنظرتون باید برید سراغ مکاتبات پروژه؟

آیا باید برید سراغ صورتجلسات؟

آیا باید برید سراغ مدیر پروژه و در خصوص اتفاقاتی که در طول پروژه رخ داده، اطلاعات جمع آوری کنید؟ یا اینکه باید برید سراغ گزارشات روزانه؟

میشه گفت، همه اینها میتونه باشه، ولی به نظر من بهتره قبل از شروع کار، متوجه حساسیت موضوع بشید، به عبارتی بهتره بفهمید اهمیت تهیه لایحه تاخیرات چقدره؟ برای این کار، باید بر اساس قرارداد پروژه و میزان تاخیرات ایجاد شده در پروژه، خسارت ناشی از تاخیرات را محاسبه کنید و سپس برای ادامه راه برنامه ریزی کنید و مشخص کنید به چه چیزها و چه کسانی نیاز دارید، مثلا اگر خسارت تاخیرات غیر مجازتون که باید به کارفرما پرداخت بشه، عدد قابل توجهی بود، بهتره به جای انفرادی کار کردن روی لایحه تاخیرات، یه تیم تشکیل بدید، حتی تو این تیم ممکنه حضور یک وکیل هم لازم باشه، ولی اگر نه، خسارت ناشی از تاخیرات عدد زیادی نبود و حساسیت قابل توجهی هم نداشت میتونید به تنهایی کارو پیش ببرید،

 همچنین پیشنهاد میکنم ابتدا کارو با تهیه لایحه تاخیرات مالی شروع کنید، به این ترتیب اگه با محاسبه تاخیرات مالی، تونستید تاخیراتتونو مجاز کنید دیگه نیازی نیست برید سراغ تاخیرات فنی، و این موضوع میتونه تاثیر زیادی تو سرعت کارتون داشته باشه.

پس، نتیجه میگیریم، که به عنوان اولین قدم، باید میزان تاخیرات و خسارتی رو که قراره به کارفرما پرداخت کنیمو محاسبه کنیم، و بر اساس اون برای ادامه راه برنامه یزی کنیم.

در مطلب های بعدی قصد دارم تا به صورت قدم به قدم شما را با چگونگی گردآوری مستندات و جمع بندی گزارش تاخیرات فنی و مالی آشنا کنم.





نوع مطلب :
برچسب ها : چگونگی تهیه لایحه تاخیرات، تاخیرات فنی در پروژه ها، نکات کلیدی در تهیه لایحه تاخیرات، بخشنامه 5090،
لینک های مرتبط :

ترجیح میدم ابتدا با یه سئوال مهم مطلبم رو شروع کنم و بعد برم سراغ جزئیاتش، اگر از شما بپرسن که اگه بخوایم مطابق تاریخ پایان اولیه، پروژه رو تموم کنیم باید تو ماه های آینده چقدر پیشرفت دوره ای برنامه ای داشته باشیم که بتونیم بخشی از انحراف های قبلیمون رو هم جبران کنیم و پروژه رو سر وقت تموم کنیم، شما چه می کنید؟ 

یکی از مواردی که من همیشه باهاش مشکل اساسی داشتم و دارم نحوه محاسبه پیشرفت دوره ای برنامه ای هستش، قبلا هم در موردش یکی دو تا مطلب نوشتم، ولی این مطلب یه تفاوت اساسی با مطالب قبلیم داره و اونم اینه که این بار میخوام نحوه محاسبه پیشرفت دوره ای برنامه ای جبرانی (رو همونطور که تو سئوال بالا گفتم) رو بگم، برای اینکه مسئله براتون واضح تر بشه یه سناریو تعریف میکنم و میگم که چطور میشه به سه روش پیشرفت دوره ای برنامه ای رو محاسبه کرد و نقاط قوت و ضعف هر کدوم هم چیه.

سناریو اینه: فرض کنید یه پروژه 12 ماه داریم که نمودار اسکروش رو کشیدیم و الان هم بازم فرض کنید که تو واقعیت تو ماه هشتم هستیم، تو این ماه (منظور ماه هشتم) پیشرفت تجمعی برنامه ایمون رو نمودار هست 85% و پیشرفت واقعیمون هم محاسبه کردیم و شده 40% حالا برای اینکه پیشرفت دوره ای رو بدست بیاریم سه تا روش داریم.

روش اول که تقریبا همه ازش استفاده میکنن و معمولا هم بدترین روش و البته سریعترین روشه اینه که میان پیشرفت تجمعی ماه هشتم رو منهای پیشرفت تجمعی ماه هفتم میکنن و عدد بدست اومده رو بعنوان پیشرفت دوره ای برنامه ای قرار میدن (مثلا فرض کنید تو سناریو ما پیشرفت برنامه ای تو ماه هفتم بوده باشه 80% بر این اساس پیشرفت دوره ای برنامه ای هستش 5%، حالا اگر بازم فرض رو بر این بگیرم که در ماه هفتم پیشرفت واقعی پروژه بوده باشه 32% با این تفاسیر پیشرفت دوره ای واقعی مون هم میشه 8% و به عبارتی نزدیک به دو برابر برنامه کار کردیم، یعنی اینکه طی ماه هشتم طبق برنامه می باید 5% کار میکردیم ولی الان 8% کار کردیم و نهایتا نتیجه میشه گرفت که پیمانکار عملکرد خوبی داشته).

 حالا اشکال این روش چیه؟ اشکالش اینه که این روش واقعیت های پروژه رو در نظر نمیگیره، چرا که وقتی پیشرفت واقعی پیمانکار 40% هست یعنی این که پیمانکار میتونه جبهه های کاری زیادی رو فعال کنه و کار کنه و طی دوره نباید 8% پیشرفت داشته باشه مثلا روی نمودار اگه بریم نگاه کنیم و برگردیم به ماهی که می باید پیشرفت پروژه 40% بوده احتمالا پیشرفت دوره ای برنامه ای مثلا 14% رو نشون میده نه 5% رو ، پس باید عملکرد دوره ای پیمانکار رو با 14% ارزیابی کرد و نه با 5% (اگه احتمالا مطلب براتون هنوز شفاف نشده برید این مطلب و این مطلب رو بخونید و بعدش برگردید ادامه مطلب رو بخونید).

روش دوم: روش دوم که خودم تو خیلی از گزارشات دوره ای ازش استفاده میکنم اینه که میام تاریخ های شروع و پایان واقعی فعالیت ها رو وارد میکنم و درصدهای پیشرفت هر کدوم از فعالیت ها رو میزنم بعد برنامه ماه هفتم رو ریسکجول میکنم تا تاریخ پایان پروژه جابجا بشه، بعد از برنامه یه بیس لاین جدید میگیرم تا درصد پیشرفت برنامه ای و پیشرفت واقعی خیلی نزدیک به هم بشن و بعدش با جابجا کردن یک ماه به جلو برنامه، میشه براحتی پیشرفت دوره ای برنامه ای که مشکلات روش اول رو نداشته باشه رو بدست آورد و ازش استفاده کرد، تو این حالت ارزیابی عملکرد برای اون ماه درست اتفاق میفته ولی برای ماه های آینده با توجه به اینکه  تاریخ پایان پروژه جابجا شده نمیشه گفت که اگه بخوایم انحرافمون رو جبران کنیم چقدر باید پیشرفت کنیم برای همین من این روش سوم رو که خودم خیلی روش وقت گذاشتم رو پیشنهاد میدم و دلیل ابداع این روش من هم این بود که گفتم اگر از من بپرسن که اگه بخوام مطابق تاریخ پایان اولیه پروژه رو تموم کنیم باید تو ماه های آینده چقدر پیشرفت دوره ای برنامه ای داشته باشیم که بتونیم بخشی از انحراف های قبلیمون رو هم جبران کنیم باید چیکار کنم؟

برای پاسخ دادن به سئوال بالا من دو روش رو بهتون پیشنهاد میکنم:

روش اول اینکه بیایم پایان هر بروز آوری مثلا ماهیانه یه برنامه جبرانی تهیه کنیم و تاخیرات بوجود آمده رو با موازی کاری و افزایش منابع کم کنیم تا برسیم به تاریخ پایان اولیه و براین اساس بیایم پیشرفت دوره ای برنامه ای رو برای ماه های آینده حساب کنیم تا بتونیم با این روش بگیم که چقدر باید تو ماه های آینده کار کنیم تا علاوه بر مقدار کار برنامه ریزی شده قبلی بخشی از انحراف ها رو هم جبران کنیم، که البته چون زمان بر و انرژی بر هست معمولا کسی نمیره این کارو انجام بده و البته خیلی هم نیازی نیست به انجام این کار.

و اما روش دوم (که کل هدف من از نوشتن این مطلب هم همین بوده) اینه که بیایم به ترتیب قدم های که در زیر میگم رو عمل کنید (اسم این روش هم هست برنامه ریزی با انتهای بسته).

1-     زمانیکه بیس لاین اولیه تون تایید شد باید از همون برنامه یه کپی تهیه کنید و اون رو به روش برنامه ریزی با انتهای بسته داشته باشید. (برای این کار باید برای تمام فعالیت هاتون قید Finish No Later Than رو تعریف کنید و اتفاقی که میفته اینه که زمانیکه برنامه رو ریسکجول میکنید بجای اینکه تاریخ پایان پروژه جابجا بشه تاخیرات بصورت شناوری منفی خودشون رو نشون میدن تو فیلد شناوری کل و تاریخ پایان پروژه ثابت باقی میمونه).

2-     یه کپی از درصدهای پیشرفت واقعی رو وارد برنامه با انتهای بسته نمایید (در فیلد %Complete).

3-     سپس برنامه رو ریسکجول کنید.

4-     از برنامه یه بیس لاین جدید بگیرید.

5-     حالا با جابجا کردن تاریخ Status Date و یه فرمول نویسی ساده برید و مقادیر پیشرفت برنامه ای رو برای ماه های آینده بدست بیارید،

برای اینکه بدونید نتیجه کارتون درست هست باید این امتحان رو انجام بدید، همیشه باید مقادیر مجموع کل پیشرفتهای دوره ای برنامه ای دوره های آینده برابر باشه با مقدار پیشرفت تجمعی واقعی منهای صد، (یعنی اگه پیشرفت واقعی تجمعی امون تو این ماه باشه 40% باید پیشرفت های دوره ای برنامه ای 4 ماه باقی مانده هم بشن نزدیک به 60%).





نوع مطلب :
برچسب ها : نحوه محاسبه پیشرفت دوره ای برنامه ای جبرانی؟؟؟، محاسبه پیشرفت برنامه ای، نحوه محاسبه پیشرفت پروژه،
لینک های مرتبط :

قاعدتا زمانیکه دارید تقویم پروژه رو براساس آنچه که در قرارداد اومده و یا براساس دستورالعمل های داخلی خودتون تو نرم افزار در ابتدای برنامه ریزی تنظیم می کنید به این نکته مهم توجه کرده اید که باید تقویم رو حداقل به اندازه 3 تا 4 برابر مدت اولیه قرارداد بیشتر در نظر بگیرید چرا که در کشور عزیزمون ایران معمولا پروژه ها تاخیرات زیادی دارند، و نیازه که حداقل تقویم درستی داشته باشیم تا زمانیکه برنامه کارگاهی به اجرا میدیم و یا برنامه ریزی منابع رو انجام میدیم حواسمون به تعطیلات و شیفت های کاری باشه، فیلد Finish Variance که تاخیرات پروژه رو براتون تو نرم افزار محاسبه میکنه فقط تاخیرات ناشی از روزهای کاری رو در نظر میگیره و نه روزهای تقویمی رو، برای همین برای محاسبه تاخیرات فنی این فیلد مناسب نیست و نباید ازش استفاده کنید (اگر هم فکر می کنید که تاخیرات مجاز و غیر مجاز پروژه فقط شامل روزهای کاری است بهتره که به ماده 16 شرایط عمومی پیمان یه نگا بندازید).

حالا برای اینکه بتونید تاخیرات رو براساس روزهای تقویمی بدست بیارید (و نه روزهای کاری) دو راه پیش رو دارید: اول اینکه بیاید تقویم اختصاص یافته به پروژه رو دقیقا بعد از تاریخ اولیه قرارداد همه روزهاش رو کاری کنید و از همین فیلد استفاده کنید (که من تحت هیچ شرایطی این روش رو بهتون پیشنهاد نمیدم چون روی تاریخ های برنامه تاثیر میذاره و سردر گم میشید، باید تست کنید تا متوجه منظورم بشید) و روش دوم که خیلی راحت و ساده هست اینه که بیخیال فیلد Finish Variance بشید و خودتون با کمک فیلدهای آزادی که نرم افزار داره یه فیلد اختصاصی بسازید و تاخیرات تقویمی رو بر این اساس بدست بیارید فرمولش هم ساده هست.

 (([Finish]-[Baseline Finish])*480 عدد 480 هم تبدیل ساعت به دقیقه هست چون که تو MSP محاسبات براساس دقیقه است.





نوع مطلب :
برچسب ها : محاسبه تاخیرات فنی در برنامه زمان بندی، تقویم پروژه، جزئیات تنظیم تقویم پروژه،
لینک های مرتبط :

یکی از مشکلاتی که من همیشه تو ورزش باهاش سروکار داشتم و دارم این سئوال تکرای هنرجو های جدید الوروده و اونم اینه که میپرسن، مثلا من کی می تونم 180 بزنم؟ کی من 10 کیلو از وزنم کم میشه و باربی میشم؟ و ده ها سئوال مشابه دیگر (و البته پاسخ دادن به این سئوالات برای من خیلی سخته چون به خیلی پارامترها بستگی داره)، هنرجو های که تازه شروع میکنن خیلی سریع میخوان پیشرفت کنن و به بقیه برسن ولی چون بیشترشون به توصیه های مربی هاشون گوش نمیدن و یا بیش از حد به خودشون فشار میارن یدفه آسیب میبینن و متاسفانه برای همیشه با ورزش خداحافظی میکنن، البته خیلی از مربی ها هم بیشتر از هنرجو ها عجله دارند و میخوان تو کمترین زمان ممکن فرد رو به بهترین شرایط برسونن برای همین تمرینات خیلی سختی رو پیش میگیرن و ماکزیمم فشار رو به همه بچه ها بصورت یکسان میارن و همین باعث میشه که اون هنرجو در ابتدا یه رشد سریع  داشته باشه و بعد از یه مدت کوتاه با یه آسیب سنگین یا موارد مشابه دیگه برای همیشه از ورزش بره.

این مقدمه رو به این خاطر گفتم که دقیقا دارم مشابه همین رو البته به یه نوع دیگه تو سازمان ها میبینم، سندرم نتیجه فوری و یا به تعبیر ورزشکارا یادگیری انقلابی، وقتی وارد یه سازمان میشید و ازتون میخوان که براشون یه سیستم مدیریت پروژه پیاده سازی کنید در عرض سه یا شش ماه شما چیکار می کنید؟ آیا واقعا میشه در عرض سه تا شش ماه برای یه شرکتی که هیچ بیس درست حسابی نداره سیستم مدیریت پروژه براساس استانداردهای روز دنیا مستقر کرد؟ متاسفانه امروزه خیلی از همکارا قراردادهای کوتاه مدت با سازمان ها میبندن تحت عنوان پیاده سازی نظام مدیریت پروژه و عمدتا بر اساس استاندارد PMBOK ، خروجی کار این دوستان میشه دهها فرم (که بیشتر این فرم ها کپی پیست کتاب فرم های مدیریت پروژه سازمان PMI هستن) و دستورالعمل بی خاصیت که در سازمان طی کمتر از چند ماه جاری میشن و پس از یه مدت کوتاه مثلا با رفتن اون مشاور دوباره همه چیز برمیگرده به سرجای اولش (و البته میشه گفت یکم بدتر از قبل).

حالا مشکل کجاست؟ و چه خطاهای مشاوران و سازمان های که قصد پیاده سازی دارند مرتکب می شوند؟

خطای مشاوران اینا هستن(البته من ترتیب خاصی رو براشون ندارم چون بنظرم همشون مهمن):

1-  با آموزش پرسنل و ایجاد کارگاه های عملی کار را شروع نمی کنن (البته من هم قبول دارم ممکنه که سازمان نخواد به شما بابت آموزش وجهی پرداخت کنه و بهتون بگه برید سراغ اصل مطلب ولی خب شما هم کلا نباید اون قرارداد رو بپذیرید، چون آبروی حرفه ای خودتون رو بعد از چند وقت از دست میدید).

2- بدون هیچ مقدمه ای شروع میکنن به پیاده سازی سیستم (باید سعی کنید تو همه قسمت های سازمان ابتدا عارضه یابی رو با کمک خود اون نفرات سازمان انجام بدید و بعد شروع کنید، که البته نیاز به صرف زمان و دقت زیاد داره).

 3- از نفراتی خارج از بدنه سیستم استفاده میکنن و مشارکت پرسنل سازمان رو نمی گیرند (خب قطعا کسی که چندین ساله داره یه کاری رو به یه شکل روتین انجام میده به این راحتی های تغییر یک شبه رو نمی پذیره، برای همین حتی اگه حرف شما هم درست باشه توسط اون افراد جاری نمیشه و نهایتا شکست می خورید).

4- یادشون میره که استقرار این سیستم به نوعی خودش یه پروژه پیچیده هست و باید برای خودشون هم یه سیستم درست حسابی و استاندارد مدیریت پروژه داشته باشن (مثلا شناسایی درست ذینفعان، داشتن چارتر، تحیل ریسک ها و ... اونجور که باید انجام نمیشه).

5- حواسشون به مباحث برنامه ریزی استراتژیک سازمان، مدیریت پرتفلیو و سایر واحدهای سازمان نیست و به برقراری لینک بین آنها و یکپارچه کردنشون توجه ندارند. (نباید از ابتدا فقط روی مدیریت پروژه متمرکز باشید و البته برای اینکه به این مرحله (لایه مدیریت پروژه) برسید کلی راه پیش رو دارید).

6- از اقدامات انجام شده برای پیاده سازی بازخورد نمیگیرن و فقط متمرکز هستند روی انتشار دستورالعمل ها و فرم ها (مثل همین داستان پیاده سازی ISO تو سازمان ها که همه بهش میگن کاغذ بازی).

7- حواسشون به میزان تعهد مدیران ارشد نسبت به قضیه نیست (باور کنید تا مدیران ارشد سازمان به اندازه کافی خواستار این قضیه نباشن، شما اگر به بهترین شکل ممکن هم کارتون رو پیش ببرید باز هم موفق نخواهید شد، برای همین باید بفهمید که واقعا هدف مدیران ارشد پیاده سازیه مدیریت پروژه ست یا صرفا کلاس گذاشتن و با الفاظ بازی کردنه، مثلا بگیم ما هم دفتر PMO و SMO داریم و از اینجور داستان ها).

8- همه فرآیندها رو با هم میخوان استارت کنن بجای اینکه بخوان آروم آروم و قدم به قدم برن جلو (باید یه فرآیند یا یه دستورالعمل خوب جا بیفته و بعدش رفت سراغ بعدی)، منظورم اینه که با قضیه بجای اینکه عمقی برخورد کنن خیلی سطحی نگا میکنن و اونجور که باید تیلورینگ انجام نمیشه.

9- فقط متمرکز هستن روی استفاده از یک استاندارد (و عمدتا هم پم باک) و بستر سازی های اولیه رو انجام نمیدن.

و اما مواردی که مدیران ارشد سازمان ها بهش توجه کافی ندارن:

1-     انتظار دارند که مشاور طی شش ماه تا یکسال براشون معجزه کنه و همه چیز بیفته روی غلتک و البته دقیقا مطابق استاندارد و خودشون هم اون تعهد و همکاری لازم رو طی زمان پیاده سازی ندارند، چرا که اعتقاد دارن اگه قرار بود خودمون هم کار کنیم پس چرا داریم به مشاور پول میدیم.

2-     بشدت دنبال نتیجه گیری فوری هستن و لابلای صحبت ها و رفتارشون دنبال دیده شدن تغییرات محسوس و بنیادی هستن که سازمانشون رو بهتر از قبل کنه منظورم اینکه انتظار دارن تو یه بازه کوتاه مدت یه انقلابی تو سازمان بوجود بیاد و همه مشکلات و گیر و گرفتاری هاشون حل بشه، که البته انتظار زیادیه.

3-     یکی از پارامترهای اصلیشون برای انتخاب مشاور مبلغ پولی هست که قراره پرداخت کنن یعنی هر کس که پیشنهاد پایین تر بده اونو انتخاب می کنن ( تو کارهای مشاوره بهتره تمرکز رو بذارید روی تجربه، صلاحیت طرف، خوشنامی و ... و البته برای مبلغ هم وزنی در حدود 30% ببینید، خلاصه نباید ضریب وزنی حق الزحمه مشاور عامل تعیین کننده برای انتخاب اون فرد یا تیم باشه).

4-     سیتم های انگیزشی مناسب برای این کار ندارند.

5-     متاسفانه میخوان سیستم یجوری پیاده سازی شده باشه که بقول خودشون دست و پا گیر نباشه و اول از همه خودشون براحتی بتونن دورش بزنن.

6-     انتظار دارند که مشاور تو هر زمینه ای همه چیز رو بدونه و اگه بخوای ازشون کمک بگیری میگن که اینا رو که ما بهت گفتیم تو فقط داری به این ها یه چارچوب و ساختار میدی.

7-     اصرار دارن که فقط اون نفر باید متمرکز بشه روی اجرای مدیریت پروژه و اگر مشاور تشخیص بده که سازمان نیاز داره مثلا به مباحث آموزش، برنامه ریزی استراتژیک، حسابداری مدیریت و یا تدارکات ساختار یافته اونو عاملی می بینند که مشاور میخواد جیب ما رو بزنه برای همین باید با نظرات مشاور مقابله کرد و گرنه هر روز یه کاری به سیستم تحمیل میکنه.

نتیجه گیری:

1-     قبل از اینکه بخواید شروع کنید به پیاده سازی سیستم حتما حتما یه مدت هر چند کوتاه رو صرف عارضه یابی سازمان و پروژه هاشون بکنید، بعدش نتیجه کارتون رو بصورت رسمی به مدیران ارشد ارائه بدید (تو قالب یه ارائه تحلیلی همراه با راهکارهای مناسب) و بعدش با چشم باز شرح خدمات قراردادتون رو ببندید، به هر حال جنگ اول به از صلح آخر

2-     یادتون باشه یادگیری سریع و انقلابی تو هیچ سازمانی اتفاق نمیفته حتما حتما شما باید مرحله به مرحله پیش برید تا به نتیجه برسید که بهش میگیم یادگیری تدریجی.

3-     بدونید که اگر تو یه سازمان رفتید و گند زدید اثرش فقط مربوط به اون سازمان نیست و خیلی سریع بیشتر شرکت های همکار متوجه این تجربه شکست خورده میشن و در مقابل این قضیه جبهه میگیرن و حتی اگر کسی واقعا بخواد جاری سازی درست رو انجام بده کارش خیلی سخت میشه.





نوع مطلب :
برچسب ها : استقرار سیستم مدیریت پروژه، جاری سازی PMBOK در سازمان، جاری سازی مدیریت پروژه عملی،
لینک های مرتبط :

برای محاسبه تاخیرات مجاز ناشی از دستورکارهای جدید، چیزی که در بین بیشتر پیمانکارا،مشاورها و کارفرماها در حال حاضر رایج هست اینه که میان مبلغ افزایش رو بصورت خطی به زمان هم اضافه میکنن، یه مثال میزنم تا متوجه نقاط قوت و ضعف این روش بشید و صد البته محاسبه روش اصولی رو هم میگم.

برای مثال یه قرارداد داریم که مبلغ اولیش بوده 100 واحد پولی و مدت زمانش هم بوده 10 ماه، خب بعد از نوشتن صورت وضعیت قطعی مبلغ کارکرد پیمانکار افزایش پیدا کرده و مثلا شده 120 واحد پولی، حالا میان و برای این 20%  که به مبلغ اولیه اضافه شده 20% هم به مدت اولیه اضافه میکنن به عبارتی تاخیر مجاز پیمانکار تقریبا میشه 60 روز.

خب این روش چند تا نقطه قوت داره و اونم اینه که محاسبش خیلی سریع و راحته و نیاز به داده های خیلی زیادی هم نداره و اگه طرفین قرارداد بپذیرند که از این روش عمل کنن خیلی سریعتر کار پیش میره و زودتر به نتیجه میرسند، استفاده از این روش برای پروژه های کوچیک و کم اهمیت میتونه تا حدودی مناسب باشه.

و اما برای اینکه بخوام نقطه ضعف این روش رو بگم یه مثال میزنم.

فرض کنید اون 20% که بالا گفتم فقط خرید و نصب یک تجهیز سنگین بوده و پیمانکار برای انجام این کار اون تجهیز رو فقط خریده و ظرف یک هفته هم نصبش کرده، خب با این اوصاف بنظرتون 60 روز زیاد نیست که براش مجاز بشه؟ آیا حق کارفرما ضایع نمیشه؟ و در حالت عکسش فرض بگیرید که اون 20% یه کار دستمزدی بوده که به پیمانکار ابلاغ شده مثلا اجرای نمای کل ساختمان بوده که واقعا 120 روز کار میبره، حالا تو این حالت بنظرتون 60 روز واقعا کم نیست؟ آیا حق پیمانکار ضایع نشده؟ خب پس بزرگترین نقطه ضعف این روش اینه که اصلا روش عادلانه ای نیست، مخصوصا برای پروژه های بزرگ و پر اهمیت.

خب حالا محاسبه روش اصولیش چطوره؟

برای اینکه بتونید تاخیرات رو درست محاسبه کنید نیاز به برنامه زمان بندی اولیه داریم تا با وارد کردن اون دستور کارها و ایجاد رابطه منطقی با سایر فعالیت ها میزان تاخیرات رو بررسی کنیم. (ببینید من تو این سناریو فقط میخوام همین یه قلم رو توضیح بدم فقط همین، چون تحت یسری شرایط که در حالت واقعی رخ میده باید تاثیر همه آیتم ها رو با هم تو برنامه دید). خب شکل شماره یک داره بیس لاین برنامه اولیه رو نشون میدن (برای اینکه راحت متوجه قضیه بشید من همه فعالیت ها رو تو مسیر بحرانی گذاشتم):

شکل شماره یک:

شکل شماره یک:

خب وارد فاز اجرا شدید و فرض کنید که شما همه کارها رو طبق برنامه تا پایان عملیات خاکی انجام دادید، قبل از اینکه بخواید برید سراغ اجرای فونداسیون مشاور با کارفرما صحبت میکنه که با توجه به وضعیت پروژه حتما نیازه که دور تا دور پروژه سازه نگهبان انجام بشه برای همین به شما یه دستور کار جدید در قالب 25% ابلاغ میکنه که برو سازه نگهبان رو اجرا کن، اینجا شما باید برید بررسی کنید که چقدر زمان نیاز دارید تا این کار رو تو حالت عادی انجام بدید، پس از بررسی شما پیشنهاد میدید که برای انجام این کار به 30 روز زمان نیاز دارید  که البته 20 روز آن روی مسیر بحرانی و 10 روزش هم با اجرای فونداسیون همپوشانی داره. حالا باید تاثیر این کار رو مثل شکل دو تو برنامه ببینید، من اومدم بسته کاری سازه نگهبان رو شکستم به فعالیت هاش و روابطش رو ایجاد کردم، اگه دقت کنید می بینید که اجرای کل سازه نگهبان 30 روز طول کشیده ولی تاثیری که روی مسیر بحرانی گذاشته 20 روز بوده (مواردی که با قلم قرمز تو تصویر مشخص شدن رو ببینید).

شکل شماره دو:

خب حالا میدونید چرا تو فیلدهای بیس لاین مقدار اون چندتا فعالیت سازه نگهبان برابر "NA"  و مدت زمان بیس لاین صفر شده؟ پاسخ اینه: چون تو بیس لاین اولیه مون نبودن و این یعنی افزایش اسکوپ پروژه در چارچوب قرارداد داشتیم یا بقول شرایط عمومی پیمان دستور کار جدید بوده.

و اما نکته پایانی زمانی که دارید برنامه تاخیرات رو تهیه می کنید حتما حتما باید تقویم پروژه تون رو پس از تاریخ پایان اولیه قرارداد همه روزهاش رو کاری کنید، سر فرصت توضیح میدم چرا.





نوع مطلب :
برچسب ها : محاسبه تاخیرات مجاز، محاسبه تاخیرات ناشی از کارهای اضافه، تاثیر تاخیرات روی برنامه زمان بندی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 7 فروردین 1396 :: نویسنده : عباس مقدسی

یادمه برای پارسال اسمی که گذاشتم این بود "سال زبان انگلیسی"، تهش خیلی بد هم نشد، (شاید چون حجم کارهام خیلی خیلی زیاد بود و بصورت موازی چند تا کار رو پیش میبردم خیلی موفق نبودم تا اونجوری که میخواستم سطح زبانم رو ارتقاء بدم ولی خوب بهرحال استارتش رو زدم و نسبتا هم خوب پیشرفت کردم)، امسال قضیه خیلی فرق کرده چون خیلی تجربه جدید بدست آوردم برای همین هم یه اسم جدید برای امسالم گذاشتم که در راستای برنامه استراتژیکم هست، قطعا تصمیم دارم کارهام رو با شرکت ها کم کنم تا وقت بیشتری برای خودم بذارم و در عوض امسال بخودم قول دادم که بشدت به این شعار پایبند باشم "شروع کردن را تمام کنیم و تمام کردن را شروع کنیم"، این برای من این معنی رو میده که موازی کاری بسِ و بجاش باید استراتژی قدم به قدم جلو رفتن رو پیش بگیرم و تا وقتی یه محصول رو تموم نکردم سراغ بعدی نرم.

خیلی خوب میخواستم به شما هم پیشنهاد بدم که حتما حتما برای امسالتون یه اسم بذارید،  اسم گذاشتن باعث میشه به خیلی از کارهای که دارید در طول سال انجام میدید شکل بدید و کمکتون میکنه که هدفمندتر حرکت کنید، سعی تون بر این باشه که یه اسم یا عبارت کوتاه انتخاب کنید و حتما در راستای اون چشم انداز یا هدف بلند مدت تون گام بردارید و صد البته باید با خودتون صادق باشید و بدونید تهش میخواید به چی برسید و بعد استارت کنید، انتخاب اسم برای سال یه خوبی دیگه هم که داره اینه که اگه فراموشش هم بکنید که امسال چی رو میخواستید بیشتر دنبال کنید تلویزیون مدام بهتون هشدار میده که امسال سال چی بود و شما یادتون میاد که بله منم برای امسالم یه اسم گذاشتم و قطعا این تلنگرها باعث میشن اون هدفتون رو به مرحله اجرا در بیارید (البته اگه تلویزیون ایران رو نگا کنید).

بهرحال امیدورام سال خوبی داشته باشید.





نوع مطلب :
برچسب ها : برای امسالتون چه اسمی گذاشتید؟؟؟،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 2 اسفند 1395 :: نویسنده : عباس مقدسی

خبر خوب اینه که دارم رو یه مجموعه ویدیوی کار میکنم در مورد تحلیل گزارشات برنامه ریزی و کنترل پروژه که فکر میکنم مفید باشه برای دوستان، اینکه چطور داده ها را تحلیل، آنالیز و ارائه کنیم، (برای شروع تا چند وقت دیگه که تاریخ دقیقش رو الان نمیتونم بگم یکیش رو براتون میذارم ببینم چطور فیدبک میگیرم و بعدش جدی تر ادامه میدم)، و اما خبر بد هم اینه که تا چند وقت دیگه نمیتونم فایل های رو که برام میفرستین رو بررسی کنم (لطفا تا اطلاع ثانوی فایلی چیزی برام نفرستید چون فعلا درگیرم، البته آزاد که شدم بهتون خبر میدم) و احتمالا به سئوالات تون هم با تاخیر جواب بدم به همین دلیل پیشاپیش ازتون عذرخواهی میکنم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نمیدونم تا حالا سعی کردید خاطراتتون رو یه گوشه یادداشت کنید یا نه؟ اگه این کارو کرده باشید و بعضا تو بازه های مشخصی رفته باشید سروقتشون، احتمالا کلی خاطرات تلخ و شیرین براتون مرور میشه که خیلی باحال هستن و میتونید کلی ازشون درس بگیرید و اگه یخورده با دقت بیشتری هم بتونید بنویسید همین ها میشن درس آموخته های زندگی شما (بقول مهندس واحدی بلاخره پم باک فقط درس مدیریت پروژه نیست، بلکه درس زندگیه) و میتونید نه تنها برای بچه هاتون حتی برای آیندگان هم بذاریدشون تا ازشون استفاده کنن، بگذریم حالا من این مقدمه رو گفتم تا بتونم باهاش بحث ارزیابی عملکرد رو یجور ساده بگم.

جریان از این قراره که من شخصا برای خودم برنامه استراتژیک دارم با یک چشم انداز مشخص، و بر اساس استراتژی ها و اهدافم یه سیستم ارزیابی عملکرد هم دارم در کنارش، که طی این چند سال هی تغییرش دادم و کامل ترش کردم تا جاییکه الان بنظر بعضی از دوستان بسیار پیچیده و سنگین شده (البته برای خودم خوب قاعدتا خیلی سبک و روونه و مشکلی باهاش من ندارم) حالا وقتی بخوام برای کسی توضیحش بدم به این راحتی ها نمیتونه بپذیره که بخواد ازش استفاده کنه و حتی شاید باورش براش سخت باشه که من در طول روز علاوه بر کارهای عملیاتی (کارهای روتین و روزمره شرکت ها) تقریبا 30 تا 40 وقتم رو صرف کارهای فرا وظیفه ایم میکنم (کارهای که در جهت رسیدن به اهداف و استراتژی های خودم هست)، برای همین اومدم فکر کردم که چطور میشه یه روش خیلی خیلی سبک داشت که همه بتونن خودشون رو براحتی ارزیابی کنن تا بهتر از خودشون باشن، نهایتا ایده ای که به ذهنم رسید این بود که بهتره که هر کسی برای خودش یه دفتر خاطرات داشته باشه منتهی نه یه دفتر خاطرات معمولی بلکه یه دفتر خاطرات مایلستونی (یا رویدادی) تو این دفتر قراره که تو فاز اول رویدادهای مهم زندگیمون رو یادداشت کنیم (وقایع، رویدادها و مواردی که از نظر ما مهم هستن مثل محیط کار، خانواده، ورزش و ...) و اتفاق هم افتادن، چون سخت هست کسی بخواد هر روز خاطراتش رو بنویسه و اصلا شاید ارزش نوشتن هم نداشته باشن، برای همین پیشنهاد میکنم یه فایل ورد و یا تو قسمت یادداشت های گوشیتون و یا حتی یه تیکه کاغذ بردارید و خروجی های مهم امسالتون رو روی این برگه یا فایل بنویسید و سعی کنید منبعد توی یک تاریخ مشخص برید و بروزش کنید (مثلا انتهای هر ماه خوبه، بنظر من البته) تا به وضوح ببینید که واقعا چقدر دارید در جهت اهدافتون حرکت می کنید، بعد از اینکه چند ماه این کار رو انجام دادید حالا سعی کنید ابتدای هر ماه چند تا هدف کوچولو تحت عنوان برنامه یادداشت کنید (این میشه فاز دوم) و در طول اون ماه جهت رسیدن بهشون تلاش کنید، اینجوری بعد از مدتی وقتی متوجه شدید که دارید تغییر می کنید حالا یواش یواش ناخواسته سعی می کنید روش ارزیابی عملکردتون رو بهبود بدید تا هر روز از دیروزتون بهتر بشید. در پایان سال شما یه دفتر خاطرات احتمالا یکی دو برگه ای دارید که توش رویدادها یا همون مایلستون ها مهم تون رو توش نوشتید، خب حالا وقتشه که اون های که ارزش اطلاعاتی بیشتری دارن و قراره بعنوان درس آموخته برای خودتون و بقیه بذارید رو به دیتیل بیشتری بنویسید و طبیعتا لذتش رو ببرید.

و اما دو نکته: اول اینکه من خودم هم چند وقته اومدم از همین روش دارم استفاده میکنم (البته در کنار روش قبلی خودم چون بیشتر بهش عادت دارم) و دوم اینکه متاسفانه بنا به دلایلی نمی تونم فایل ارزیابی عملکرد و یا برنامه شخصی خودم رو براتون بفرستم.





نوع مطلب :
برچسب ها : سیستم ارزیابی عملکرد، ارزیابی عملکرد، خاطرات مایلستونی،
لینک های مرتبط :

یکی از سئوالات متداولی که ازم پرسیده میشه و شدتش هم معمولا تو قشر تازه کار به نسبت بقیه بیشتر هست، اینه که میخوان برن سراغ یادگیری نرم افزارهای این حوزه و عموما (پریماورا و ام اس پی)، ولی اولین مشکلی که دارن و خیلی هم از من سئوال میشه اینه که، میپرسن بنظرت آقای مهندس فلان موسسه دوره مثلا پریماورا رو خوب برگزار میکنه یا نه؟ استادش خوب هست یا نه؟ و ...

واقعا جواب دادن به این سئوالات سخته برای من یا هر کس دیگه، چون هم دانش من نسبت به موسسات و آموزشگاهها خیلی محدوده و هم اینکه هر کسی از زاویه دید خودش به داستان نگا میکنه، یعنی اینکه ممکنه که کسی بره تو یه دوره و براش خیلی خوب باشه ولی برای بغل دستیش افتضاح باشه، البته عکس این قضیه و حالت های مختلف دیگه ای هم هست، خب بگذریم، حالا من قصد دارم تو این مطلب بهتون یه دید کلی بدم تا خیلی راحت تر بتونید از بین موسسات یکی رو انتخاب کنید.

ببینید روش تدریس نرم افزارها معمولا به سه شکل هست:

1-     یادگیری جامع: تو حالت اول که متاسفانه خیلی رایج و فراگیر هست، استاد میاد شروع میکنه به توضیح دادن دستورات نرم افزار به ترتیب روی ریبون ها (یکی از مشخصه های این اساتید عزیز اینه که معمولا تو آموزشگاه همه نرم افزاری های مهندسی رو هم یه تنه تدریس میکنن)، برای اینکه بچه ها هم بتونن یعنی بصورت عملیاتی با نحوه کار این دستورات آشنا بشن، میاد نهایتا سه یا چهار تا فعالیت تعریف میکنه و هر دستوری رو بنحوی روی این چندتا فعالیت پیش میبرن، (تو این حالت سعی استاد اینه که به دانشجو بگه که ببین من دارم تک تک دستورات رو بهت بصورت کاملا جامع یاد میدم و هیچ چیزی رو از قلم نمیندازم)، ته این دوره یسری دانشجو پر ادعا میان بیرون که فکر میکنن نرم افزار رو بقول خودشون خوردن، شرکت تو این دوره ها مثل این میمونه که فرهنگ لغت دستت باشه و بخوای انگلیسی صحبت کنی، خب بنظرتون میشه؟ (نهایتا اینکه تو این حالت تدریس برای استاد راحت و فهم برای دانشجو سخته).

2-     ورک شاپ کارگاهی: تو این حالت که متاسفانه من شاید خیلی کم دیدم، استاد میاد یه پروژه از دنیای واقعی طراحی میکنه و طبق کار تو محیط واقعی سناریو رو پیش میبره، تو این حالت معمولا چند جلسه اول استاد سراغ نرم افزار نمیره و فقط مبانی و اصول زیر بنایی کار رو توضیح میده و بعد از این مرحله میاد سراغ نرم افزار و اغلب دستورات کلیدی رو بصورت جامع توضیح میده و اکیدا تاکید میکنه که سراغ یسری از دستورات نرید و دلایلش رو هم توضیح میده. تو این روش دانشجوها فکر میکنن که چون استاد تک تک دستورات رو نگفته پس دوره خیلی کامل و جامع نبوده، خروجی این دوره باعث میشه دانشجوها بیشتر برن سراغ یادگیری عملی و دانش شون رو تکمیل کنن. شرکت تو این دوره ها مثل این میمونه که انگار رفتید یه دوره مکالمه زبان و یسری چیزا را تا حدودی یاد گرفتید، تو این حالت میشه دست و پا شکسته یکم انگلیسی صحبت کرد و یکم هم فهمید، (پس میشه لنگان خرک خویش رو به منزل رسوند). (تو این حالت تدریس برای استاد نسبتا سخت و فهم برای دانشجو خیلی راحت هست).

3-     روش کارگاهی جامع (ترکیبی) : بعضی از موسسات میان دو تا دوره طراحی میکنن (که دروغ چرا من تا حالا جایی ندیدم)، اولیش رو سناریو بیس میرن جلو و مفاهیم و اصول زیر بنایی کار واقعی رو میگن مثل همین حالت ورک شاپ کارگاهی (بهش میگن دوره مقدماتی) و بعدش میان یه دوره پیشرفته تر در نظر میگیرن برای اینکه به مطالب و مفاهیم عمق بیشتری بدن، البته بازم با کمک یه سناریو پیچیده تر و تقریبا تو این دوره بنحوی سعی می کنند که دوره را کارگاهی و بنحوی جامع برگزار کنن. (تو این حالت  طراحی دوره و تدریس برای استاد خیلی سخت هست ولی از اونطرف فهمش برای دانشجو خیلی راحت هست ولی خب هزینش هم بالاست به نسبت دوره های اول و دومی که گفتم).

نتیجه گیری: قبل از اینکه بخواید برید تو یه دوره حتما سعی کنید متوجه بشید روش تدریس استاد به چه شکلی هست، اگه روش اول بود که پیشنهاد میکنم اصلا نرید، ولی اگر روش دوم یا سوم رو داشتند پیشنهاد میکنم حتما برید و دوره رو بگذرونید، و برای اینکه بدونید روش تدریس استاد چطوره یه راه بیشتر ندارید و اونم اینه که باید از کسانی که قبلا با اون آموزشگاه رفتن تحقیق کنید.





نوع مطلب :
برچسب ها : دوره های یادگیری نرم افزارهای کنترل پروژه؟؟؟، یادگیری MSP، یادگیری P6،
لینک های مرتبط :

یکی از مواردی که خیلی وقت من رو تو شرکت ها میگیره و تهش هم هیچ جذابیتی برام نداره، تهیه گزارش لایحه تاخیرات در پایان پروژه هست، تا حالا هیچ دقت کردید که چرا تو شرایط عمومی پیمان (بند ج ماده 30) میگه که باید پس از پایان مدت اولیه یا هر تمدید مدت پیمان دیگری اگر کار به اتمام نرسیده باشد پیمانکار باید گزارش تاخیراتش رو بفرسته، خب بنظرتون چرا گفته پس از مدت اولیه پیمان؟ واقعا اونوقت بنظرتون خیلی دیر نیست؟ (نقاط ضعف این روش رو در آخر گفتم).

من برای اینکه بهتون بگم که بهترین زمان برای ارسال گزارش تاخیرات کی هست 4 تا پیشنهاد بهتون میدم که به ترتیب اولویت بندی میشن (البته از نظر من):

پیشنهاد اول: هر وقت مطابق قرارداد مثلا ده بند ماده 30 تاخیر و یا تغییر و یا سایر موارد رخ دادن (منهای بند یک، تو این حالت باید قبل از انجام کار پیشنهادتون رو برای تغییر مدت زمان بدید، بهرحال جنگ اول به از صلح آخر) بهترین فرصت هست که یه گزارش خلاصه در خصوص اون آیتم تاخیر تهیه کنید و همراه با بقیه مستندات برای مشاور و کارفرما بفرستید تا اونا بررسی کنن و نظر نهایشون رو بدن، بنظرم این بهترین زمان هست برای ارسال گزارش تاخیرات، نقاط قوت و ضعف این روش هم از دید من این موارد هستن:

نقاط قوت روش اول:

1-     همه یادشون هست دقیقا چه اتفاقی افتاده، پس نمیشه به این راحتی قضیه رو پیچوند.

2-     ارزیابی عملکرد مطابق برنامه زمان بندی برای همه ارکان پروژه درست اتفاق میفته (قرار نیست فقط پیمانکار مواخذه بشه تو جلسات)، تو این حالت مشخصه که دقیقا چند روز از تاخیرات بخاطر تاخیر در پرداخت های کارفرما بوده، چقدرش بخاطر تاخیرات و یا تغییرات مشاور اتفاق افتاده و چقدرش هم به پیمانکار برمیگرده، پس تو جلسات چون نتایج تاخیرات پروژه مشخص هست به این راحتی نمیشه کسی رو متهم ردیف اول تو بوجود اومدن تاخیرات دونست.

3-     براحتی میشه تاثیرش رو تو برنامه زمان بندی با استفاده از تکنیک های که وجود داره با سایر آیتم ها دید (منظورم همون بحث معروف همپوشانی هاست)، چون یک آیتم که بیشتر  نیست، پس میشه براش وقت بیشتری گذاشت و با دقت بیشتری بررسیش کرد.

4-     در طول اجرای پروژه داره مدام به ارکان پروژه تلنگر میزنه که حواسشون رو برای ادامه راه جمع کنن، (مثلا دور از جوون کارفرماها داره بهشون هشدار میده که با توجه به این وضعیت پرداخت ها خیلی بعیده که پروژه سر وقت تموم بشه).

5-     نتایجش بشدت واقع بینانه هست.

6-     پایان پروژه راحت هستید.

نقاط ضعف این روش:

1-     خیلی بعیده که مشاور و کارفرما این روش رو بپذیرن، خب حالا دلیلشون چیه که نمی پذیرن؟ من نمیدونم واقعا و استدلالشون چیه برای این که نپذیرن؟ تو شرایط عمومی همچین چیزی نگفته و چون باهاش مغایرت داره پس نمیشه.

پیشنهاد دوم: شما اگر در جایگاه پیمانکار هستید و یا اگر مشاور یا کارفرمای حرفه ای هستید و برای مدیریت پروژه تون متدولوژی مناسب دارید سعی کنید از روش اول استفاده کنید، ولی اگر به هر دلیلی مشاور و یا کارفرما با این روش مخالفت کردن، این روشی رو که میگم پیشنهاد بدید.

پیشنهاد دوم من اینه: یه دستورالعمل هماهنگی بین خودتون بنویسید که مثلا هر گاه انحراف از برنامه زمان بندی 10%- شد و تاخیرات روی مسیر بحرانی هم از مرز 30 روز گذشت پیمانکار باید گزارش توجیه تاخیراتش رو ارسال کنه (این اعداد فقط برای مثال بود و قطعا براساس حساسیت و آستانه های پروژه تفاوت می کنه) و براون اساس برنامه زمان بندی اصلاحی جبرانی بده. (دقت کنید برنامه اصلاحی یه چیزه، برنامه جبرانی یه چیز دیگست و برنامه جبرانی اصلاحی هم یه چیز دیگست، فرصت کردم در موردشون تو آینده یه مطالب می نویسم).

پیشنهاد سوم: شما اگر در جایگاه پیمانکار هستید و یا اگر مشاور یا کارفرمای حرفه ای هستید و برای مدیریت پروژه تون متدولوژی مناسب دارید سعی کنید از روش اول یا دوم استفاده کنید، ولی اگر به هر دلیلی مشاور و یا کارفرما با این روش ها مخالفت کردن، این روشی رو که میگم پیشنهاد بدید.

پیشنهاد سوم من اینه: گزارش توجیه تاخیرات پروژه رو بصورت پریود ماهیانه بفرستید، یعنی بازم باید یه دستورالعمل بنویسید که پایان هر ماه پیمانکار گزارش تاخیرات رو تو یه فرمت خاص با استفاده از یه تکنیک مناسب ببره تو برنامه زمان بندی و بفرسته برای مشاور محترم جهت بررسی و اعلام نظر (معاونت عمران شهرداری اصفهان با اینکه کارفرما هست ولی از این روش استفاده میکنه که بنظرم گام خیلی خوب و مثبتی هست تو سنت شکنی).

پیشنهاد چهارم من اینه: طبق شرایط عمومی پیمان برید جلو، منتهی حواستون باشه که نقاط ضعفش خیلی زیاد هست و بنظر من هیچ نقطه قوتی نداره، برای اینکه بدونید نقاط ضعفش چه چیزهای هستن یه زحمت بکشید و برید نقاط قوت روش اول رو مجددا بخونید، منتهی باید برعکسشون کنید تا متوجه داستان بشید.

به امید اجرای موفق تر پروژه ها در کشومان ایران





نوع مطلب :
برچسب ها : لایحه تاخیرات، ارسال گزارش تاخیرات، ماده سی شرایط عمومی پیمان، همه چیز در مورد تاخیرات،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 2 دی 1395 :: نویسنده : عباس مقدسی

واقعیت اینه که تو بسیاری از پیام های که بهم میدن یا تو شرکت های مختلف که دارم کار میکنم، میبینم یه چیزی بین اکثر کارمندا رایجه، و اون اینه که همه از پایین بودن حقوقشون شاکی هستن و معمولا نوک پیکان هم که طبق معمول سمت مدیر عامله شرکته، البته ممکنه که یسری هاشون هم بحق و بجا باشه، ولی چیزی که من متاسفانه بین قشر مهندس که بیشتر باهاشون در ارتباط هستم می بینم اینه که طرف لیسانسش رو از دانشگاه گرفته (فارغ از اینکه حالا چقدر این دروسی که خونده بدرد کار حرفه ای میخورن یا نمیخورن) و جذب بازار کار شده و سرکار جدیدش هم البته یسری مطلب کاربردی یاد گرفته چون خیلی بهشون نیاز داشته، در ادامه (منظورم معمولا سال دوم به بعد هست) دیگه چیز جدیدی یاد نگرفته (شایدم بهتره بگم که نیازش رو تو خودش هیچوقت حس نکرده) و میخواد با همین اندوخته خیلی کمی که کاشته مثلا بیست و اندی سال تو سازمان کار کنه و البته پیشرفت هم بکنه و حقوقش هم هر 6 ماه یکبار افزایش پیدا کنه و از دانسته هاش برداشت کنه.

متاسفانه یکی از مشکلات اساسی اغلب کارشناس های ما اینه که به اندازه کافی به مرحله کاشت توجه ندارند و فقط فوکس کردن روی مرحله برداشت، یکبار کاشتن و فکر میکنن که حالا یونجه هست که تا مثلا هفت سال ازش برداشت کنن، نه عزیزم از این خبرا تو محیط پیچیده و سراسر تغییر امروز خبری نیست شما باید بیشتر تمرکزتون رو بذارید تو مرحله کاشت نه برداشت، کاشتن یعنی اینکه شما یه درصد ثابتی رو از درآمد ماهیانتون رو خرج خرید کتابهای بدرد بخور کنید (مثلا 5%)، کاشتن یعنی اینکه حتما تو سمینارها و همایش ها شرکت کنید، کاشتن یعنی اینکه برید و مدارک حرفه ای رشته کاریتون رو بگیرید (حداقل سالی یه مدرک)، کاشتن یعنی اینکه باید سعی کنید یه کتاب بنویسید و یا مقاله ارائه بدید، کاشتن یعنی اینکه با بهترین های صنعت خودتون در ارتباط باشید و یاد بگیرید تا رشد کنید، کاشتن یعنی اینکه بصورت مرتب و روزانه مطالعه مفید داشته باشید، کاشتن یعنی اینکه دو دستی نچسبید به یه شرکت و بیست سال درجا بزنید باید سعی کنید جسارت داشته باشید استعفا بدید و برید دنبال کارهای هیجان انگیز جدیدتر و بهتر.

کاشتن یه فرآیند مستمر و پیوسته هست نه یه فرآیند گسسته و ناپیوسته، و البته شما هم نباید انتظار داشته باشید درجا و همون لحظه جوهر مدرکتون نخشکیده نتیجه بگیرید بلکه در بلند مدت نتایجش رو با تمام وجود حس خواهید کرد.

نتیجه گیری: باور کنید تا نکارید نمی تونید برداشت کنید و اگرم همچین چیزی جای دیدید بدونید که موقتی هست و برای نتیجه گرفتن در بلند مدت باز هم باید رفت سراغ کاشتن، پس از همین حالا فکر کنید که چی میتونید بکارید تا بعدا نتیجش رو درو کنید.





نوع مطلب :
برچسب ها : کاشت و برداشت،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 15 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
اگر سئوالی براتون پیش اومد و یا نیاز به همفکری داشتید خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم، برای این کار میتونید بهم ایمیل بزنید-موفق باشید Moghadasi.tkd@gmail.com