برنامه ریزی و کنترل پروژه
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : عباس مقدسی
نویسندگان

یکی از مشکلاتی که من همیشه تو ورزش باهاش سروکار داشتم و دارم این سئوال تکرای هنرجو های جدید الوروده و اونم اینه که میپرسن، مثلا من کی می تونم 180 بزنم؟ کی من 10 کیلو از وزنم کم میشه و باربی میشم؟ و ده ها سئوال مشابه دیگر (و البته پاسخ دادن به این سئوالات برای من خیلی سخته چون به خیلی پارامترها بستگی داره)، هنرجو های که تازه شروع میکنن خیلی سریع میخوان پیشرفت کنن و به بقیه برسن ولی چون بیشترشون به توصیه های مربی هاشون گوش نمیدن و یا بیش از حد به خودشون فشار میارن یدفه آسیب میبینن و متاسفانه برای همیشه با ورزش خداحافظی میکنن، البته خیلی از مربی ها هم بیشتر از هنرجو ها عجله دارند و میخوان تو کمترین زمان ممکن فرد رو به بهترین شرایط برسونن برای همین تمرینات خیلی سختی رو پیش میگیرن و ماکزیمم فشار رو به همه بچه ها بصورت یکسان میارن و همین باعث میشه که اون هنرجو در ابتدا یه رشد سریع  داشته باشه و بعد از یه مدت کوتاه با یه آسیب سنگین یا موارد مشابه دیگه برای همیشه از ورزش بره.

این مقدمه رو به این خاطر گفتم که دقیقا دارم مشابه همین رو البته به یه نوع دیگه تو سازمان ها میبینم، سندرم نتیجه فوری و یا به تعبیر ورزشکارا یادگیری انقلابی، وقتی وارد یه سازمان میشید و ازتون میخوان که براشون یه سیستم مدیریت پروژه پیاده سازی کنید در عرض سه یا شش ماه شما چیکار می کنید؟ آیا واقعا میشه در عرض سه تا شش ماه برای یه شرکتی که هیچ بیس درست حسابی نداره سیستم مدیریت پروژه براساس استانداردهای روز دنیا مستقر کرد؟ متاسفانه امروزه خیلی از همکارا قراردادهای کوتاه مدت با سازمان ها میبندن تحت عنوان پیاده سازی نظام مدیریت پروژه و عمدتا بر اساس استاندارد PMBOK ، خروجی کار این دوستان میشه دهها فرم (که بیشتر این فرم ها کپی پیست کتاب فرم های مدیریت پروژه سازمان PMI هستن) و دستورالعمل بی خاصیت که در سازمان طی کمتر از چند ماه جاری میشن و پس از یه مدت کوتاه مثلا با رفتن اون مشاور دوباره همه چیز برمیگرده به سرجای اولش (و البته میشه گفت یکم بدتر از قبل).

حالا مشکل کجاست؟ و چه خطاهای مشاوران و سازمان های که قصد پیاده سازی دارند مرتکب می شوند؟

خطای مشاوران اینا هستن(البته من ترتیب خاصی رو براشون ندارم چون بنظرم همشون مهمن):

1-  با آموزش پرسنل و ایجاد کارگاه های عملی کار را شروع نمی کنن (البته من هم قبول دارم ممکنه که سازمان نخواد به شما بابت آموزش وجهی پرداخت کنه و بهتون بگه برید سراغ اصل مطلب ولی خب شما هم کلا نباید اون قرارداد رو بپذیرید، چون آبروی حرفه ای خودتون رو بعد از چند وقت از دست میدید).

2- بدون هیچ مقدمه ای شروع میکنن به پیاده سازی سیستم (باید سعی کنید تو همه قسمت های سازمان ابتدا عارضه یابی رو با کمک خود اون نفرات سازمان انجام بدید و بعد شروع کنید، که البته نیاز به صرف زمان و دقت زیاد داره).

 3- از نفراتی خارج از بدنه سیستم استفاده میکنن و مشارکت پرسنل سازمان رو نمی گیرند (خب قطعا کسی که چندین ساله داره یه کاری رو به یه شکل روتین انجام میده به این راحتی های تغییر یک شبه رو نمی پذیره، برای همین حتی اگه حرف شما هم درست باشه توسط اون افراد جاری نمیشه و نهایتا شکست می خورید).

4- یادشون میره که استقرار این سیستم به نوعی خودش یه پروژه پیچیده هست و باید برای خودشون هم یه سیستم درست حسابی و استاندارد مدیریت پروژه داشته باشن (مثلا شناسایی درست ذینفعان، داشتن چارتر، تحیل ریسک ها و ... اونجور که باید انجام نمیشه).

5- حواسشون به مباحث برنامه ریزی استراتژیک سازمان، مدیریت پرتفلیو و سایر واحدهای سازمان نیست و به برقراری لینک بین آنها و یکپارچه کردنشون توجه ندارند. (نباید از ابتدا فقط روی مدیریت پروژه متمرکز باشید و البته برای اینکه به این مرحله (لایه مدیریت پروژه) برسید کلی راه پیش رو دارید).

6- از اقدامات انجام شده برای پیاده سازی بازخورد نمیگیرن و فقط متمرکز هستند روی انتشار دستورالعمل ها و فرم ها (مثل همین داستان پیاده سازی ISO تو سازمان ها که همه بهش میگن کاغذ بازی).

7- حواسشون به میزان تعهد مدیران ارشد نسبت به قضیه نیست (باور کنید تا مدیران ارشد سازمان به اندازه کافی خواستار این قضیه نباشن، شما اگر به بهترین شکل ممکن هم کارتون رو پیش ببرید باز هم موفق نخواهید شد، برای همین باید بفهمید که واقعا هدف مدیران ارشد پیاده سازیه مدیریت پروژه ست یا صرفا کلاس گذاشتن و با الفاظ بازی کردنه، مثلا بگیم ما هم دفتر PMO و SMO داریم و از اینجور داستان ها).

8- همه فرآیندها رو با هم میخوان استارت کنن بجای اینکه بخوان آروم آروم و قدم به قدم برن جلو (باید یه فرآیند یا یه دستورالعمل خوب جا بیفته و بعدش رفت سراغ بعدی)، منظورم اینه که با قضیه بجای اینکه عمقی برخورد کنن خیلی سطحی نگا میکنن و اونجور که باید تیلورینگ انجام نمیشه.

9- فقط متمرکز هستن روی استفاده از یک استاندارد (و عمدتا هم پم باک) و بستر سازی های اولیه رو انجام نمیدن.

و اما مواردی که مدیران ارشد سازمان ها بهش توجه کافی ندارن:

1-     انتظار دارند که مشاور طی شش ماه تا یکسال براشون معجزه کنه و همه چیز بیفته روی غلتک و البته دقیقا مطابق استاندارد و خودشون هم اون تعهد و همکاری لازم رو طی زمان پیاده سازی ندارند، چرا که اعتقاد دارن اگه قرار بود خودمون هم کار کنیم پس چرا داریم به مشاور پول میدیم.

2-     بشدت دنبال نتیجه گیری فوری هستن و لابلای صحبت ها و رفتارشون دنبال دیده شدن تغییرات محسوس و بنیادی هستن که سازمانشون رو بهتر از قبل کنه منظورم اینکه انتظار دارن تو یه بازه کوتاه مدت یه انقلابی تو سازمان بوجود بیاد و همه مشکلات و گیر و گرفتاری هاشون حل بشه، که البته انتظار زیادیه.

3-     یکی از پارامترهای اصلیشون برای انتخاب مشاور مبلغ پولی هست که قراره پرداخت کنن یعنی هر کس که پیشنهاد پایین تر بده اونو انتخاب می کنن ( تو کارهای مشاوره بهتره تمرکز رو بذارید روی تجربه، صلاحیت طرف، خوشنامی و ... و البته برای مبلغ هم وزنی در حدود 30% ببینید، خلاصه نباید ضریب وزنی حق الزحمه مشاور عامل تعیین کننده برای انتخاب اون فرد یا تیم باشه).

4-     سیتم های انگیزشی مناسب برای این کار ندارند.

5-     متاسفانه میخوان سیستم یجوری پیاده سازی شده باشه که بقول خودشون دست و پا گیر نباشه و اول از همه خودشون براحتی بتونن دورش بزنن.

6-     انتظار دارند که مشاور تو هر زمینه ای همه چیز رو بدونه و اگه بخوای ازشون کمک بگیری میگن که اینا رو که ما بهت گفتیم تو فقط داری به این ها یه چارچوب و ساختار میدی.

7-     اصرار دارن که فقط اون نفر باید متمرکز بشه روی اجرای مدیریت پروژه و اگر مشاور تشخیص بده که سازمان نیاز داره مثلا به مباحث آموزش، برنامه ریزی استراتژیک، حسابداری مدیریت و یا تدارکات ساختار یافته اونو عاملی می بینند که مشاور میخواد جیب ما رو بزنه برای همین باید با نظرات مشاور مقابله کرد و گرنه هر روز یه کاری به سیستم تحمیل میکنه.

نتیجه گیری:

1-     قبل از اینکه بخواید شروع کنید به پیاده سازی سیستم حتما حتما یه مدت هر چند کوتاه رو صرف عارضه یابی سازمان و پروژه هاشون بکنید، بعدش نتیجه کارتون رو بصورت رسمی به مدیران ارشد ارائه بدید (تو قالب یه ارائه تحلیلی همراه با راهکارهای مناسب) و بعدش با چشم باز شرح خدمات قراردادتون رو ببندید، به هر حال جنگ اول به از صلح آخر

2-     یادتون باشه یادگیری سریع و انقلابی تو هیچ سازمانی اتفاق نمیفته حتما حتما شما باید مرحله به مرحله پیش برید تا به نتیجه برسید که بهش میگیم یادگیری تدریجی.

3-     بدونید که اگر تو یه سازمان رفتید و گند زدید اثرش فقط مربوط به اون سازمان نیست و خیلی سریع بیشتر شرکت های همکار متوجه این تجربه شکست خورده میشن و در مقابل این قضیه جبهه میگیرن و حتی اگر کسی واقعا بخواد جاری سازی درست رو انجام بده کارش خیلی سخت میشه.





نوع مطلب :
برچسب ها : استقرار سیستم مدیریت پروژه، جاری سازی PMBOK در سازمان، جاری سازی مدیریت پروژه عملی،
لینک های مرتبط :

برای محاسبه تاخیرات مجاز ناشی از دستورکارهای جدید، چیزی که در بین بیشتر پیمانکارا،مشاورها و کارفرماها در حال حاضر رایج هست اینه که میان مبلغ افزایش رو بصورت خطی به زمان هم اضافه میکنن، یه مثال میزنم تا متوجه نقاط قوت و ضعف این روش بشید و صد البته محاسبه روش اصولی رو هم میگم.

برای مثال یه قرارداد داریم که مبلغ اولیش بوده 100 واحد پولی و مدت زمانش هم بوده 10 ماه، خب بعد از نوشتن صورت وضعیت قطعی مبلغ کارکرد پیمانکار افزایش پیدا کرده و مثلا شده 120 واحد پولی، حالا میان و برای این 20%  که به مبلغ اولیه اضافه شده 20% هم به مدت اولیه اضافه میکنن به عبارتی تاخیر مجاز پیمانکار تقریبا میشه 60 روز.

خب این روش چند تا نقطه قوت داره و اونم اینه که محاسبش خیلی سریع و راحته و نیاز به داده های خیلی زیادی هم نداره و اگه طرفین قرارداد بپذیرند که از این روش عمل کنن خیلی سریعتر کار پیش میره و زودتر به نتیجه میرسند، استفاده از این روش برای پروژه های کوچیک و کم اهمیت میتونه تا حدودی مناسب باشه.

و اما برای اینکه بخوام نقطه ضعف این روش رو بگم یه مثال میزنم.

فرض کنید اون 20% که بالا گفتم فقط خرید و نصب یک تجهیز سنگین بوده و پیمانکار برای انجام این کار اون تجهیز رو فقط خریده و ظرف یک هفته هم نصبش کرده، خب با این اوصاف بنظرتون 60 روز زیاد نیست که براش مجاز بشه؟ آیا حق کارفرما ضایع نمیشه؟ و در حالت عکسش فرض بگیرید که اون 20% یه کار دستمزدی بوده که به پیمانکار ابلاغ شده مثلا اجرای نمای کل ساختمان بوده که واقعا 120 روز کار میبره، حالا تو این حالت بنظرتون 60 روز واقعا کم نیست؟ آیا حق پیمانکار ضایع نشده؟ خب پس بزرگترین نقطه ضعف این روش اینه که اصلا روش عادلانه ای نیست، مخصوصا برای پروژه های بزرگ و پر اهمیت.

خب حالا محاسبه روش اصولیش چطوره؟

برای اینکه بتونید تاخیرات رو درست محاسبه کنید نیاز به برنامه زمان بندی اولیه داریم تا با وارد کردن اون دستور کارها و ایجاد رابطه منطقی با سایر فعالیت ها میزان تاخیرات رو بررسی کنیم. (ببینید من تو این سناریو فقط میخوام همین یه قلم رو توضیح بدم فقط همین، چون تحت یسری شرایط که در حالت واقعی رخ میده باید تاثیر همه آیتم ها رو با هم تو برنامه دید). خب شکل شماره یک داره بیس لاین برنامه اولیه رو نشون میدن (برای اینکه راحت متوجه قضیه بشید من همه فعالیت ها رو تو مسیر بحرانی گذاشتم):

شکل شماره یک:

شکل شماره یک:

خب وارد فاز اجرا شدید و فرض کنید که شما همه کارها رو طبق برنامه تا پایان عملیات خاکی انجام دادید، قبل از اینکه بخواید برید سراغ اجرای فونداسیون مشاور با کارفرما صحبت میکنه که با توجه به وضعیت پروژه حتما نیازه که دور تا دور پروژه سازه نگهبان انجام بشه برای همین به شما یه دستور کار جدید در قالب 25% ابلاغ میکنه که برو سازه نگهبان رو اجرا کن، اینجا شما باید برید بررسی کنید که چقدر زمان نیاز دارید تا این کار رو تو حالت عادی انجام بدید، پس از بررسی شما پیشنهاد میدید که برای انجام این کار به 30 روز زمان نیاز دارید  که البته 20 روز آن روی مسیر بحرانی و 10 روزش هم با اجرای فونداسیون همپوشانی داره. حالا باید تاثیر این کار رو مثل شکل دو تو برنامه ببینید، من اومدم بسته کاری سازه نگهبان رو شکستم به فعالیت هاش و روابطش رو ایجاد کردم، اگه دقت کنید می بینید که اجرای کل سازه نگهبان 30 روز طول کشیده ولی تاثیری که روی مسیر بحرانی گذاشته 20 روز بوده (مواردی که با قلم قرمز تو تصویر مشخص شدن رو ببینید).

شکل شماره دو:

خب حالا میدونید چرا تو فیلدهای بیس لاین مقدار اون چندتا فعالیت سازه نگهبان برابر "NA"  و مدت زمان بیس لاین صفر شده؟ پاسخ اینه: چون تو بیس لاین اولیه مون نبودن و این یعنی افزایش اسکوپ پروژه در چارچوب قرارداد داشتیم یا بقول شرایط عمومی پیمان دستور کار جدید بوده.

و اما نکته پایانی زمانی که دارید برنامه تاخیرات رو تهیه می کنید حتما حتما باید تقویم پروژه تون رو پس از تاریخ پایان اولیه قرارداد همه روزهاش رو کاری کنید، سر فرصت توضیح میدم چرا.





نوع مطلب :
برچسب ها : محاسبه تاخیرات مجاز، محاسبه تاخیرات ناشی از کارهای اضافه، تاثیر تاخیرات روی برنامه زمان بندی،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 7 فروردین 1396 :: نویسنده : عباس مقدسی

یادمه برای پارسال اسمی که گذاشتم این بود "سال زبان انگلیسی"، تهش خیلی بد هم نشد، (شاید چون حجم کارهام خیلی خیلی زیاد بود و بصورت موازی چند تا کار رو پیش میبردم خیلی موفق نبودم تا اونجوری که میخواستم سطح زبانم رو ارتقاء بدم ولی خوب بهرحال استارتش رو زدم و نسبتا هم خوب پیشرفت کردم)، امسال قضیه خیلی فرق کرده چون خیلی تجربه جدید بدست آوردم برای همین هم یه اسم جدید برای امسالم گذاشتم که در راستای برنامه استراتژیکم هست، قطعا تصمیم دارم کارهام رو با شرکت ها کم کنم تا وقت بیشتری برای خودم بذارم و در عوض امسال بخودم قول دادم که بشدت به این شعار پایبند باشم "شروع کردن را تمام کنیم و تمام کردن را شروع کنیم"، این برای من این معنی رو میده که موازی کاری بسِ و بجاش باید استراتژی قدم به قدم جلو رفتن رو پیش بگیرم و تا وقتی یه محصول رو تموم نکردم سراغ بعدی نرم.

خیلی خوب میخواستم به شما هم پیشنهاد بدم که حتما حتما برای امسالتون یه اسم بذارید،  اسم گذاشتن باعث میشه به خیلی از کارهای که دارید در طول سال انجام میدید شکل بدید و کمکتون میکنه که هدفمندتر حرکت کنید، سعی تون بر این باشه که یه اسم یا عبارت کوتاه انتخاب کنید و حتما در راستای اون چشم انداز یا هدف بلند مدت تون گام بردارید و صد البته باید با خودتون صادق باشید و بدونید تهش میخواید به چی برسید و بعد استارت کنید، انتخاب اسم برای سال یه خوبی دیگه هم که داره اینه که اگه فراموشش هم بکنید که امسال چی رو میخواستید بیشتر دنبال کنید تلویزیون مدام بهتون هشدار میده که امسال سال چی بود و شما یادتون میاد که بله منم برای امسالم یه اسم گذاشتم و قطعا این تلنگرها باعث میشن اون هدفتون رو به مرحله اجرا در بیارید (البته اگه تلویزیون ایران رو نگا کنید).

بهرحال امیدورام سال خوبی داشته باشید.





نوع مطلب :
برچسب ها : برای امسالتون چه اسمی گذاشتید؟؟؟،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 2 اسفند 1395 :: نویسنده : عباس مقدسی

خبر خوب اینه که دارم رو یه مجموعه ویدیوی کار میکنم در مورد تحلیل گزارشات برنامه ریزی و کنترل پروژه که فکر میکنم مفید باشه برای دوستان، اینکه چطور داده ها را تحلیل، آنالیز و ارائه کنیم، (برای شروع تا چند وقت دیگه که تاریخ دقیقش رو الان نمیتونم بگم یکیش رو براتون میذارم ببینم چطور فیدبک میگیرم و بعدش جدی تر ادامه میدم)، و اما خبر بد هم اینه که تا چند وقت دیگه نمیتونم فایل های رو که برام میفرستین رو بررسی کنم (لطفا تا اطلاع ثانوی فایلی چیزی برام نفرستید چون فعلا درگیرم، البته آزاد که شدم بهتون خبر میدم) و احتمالا به سئوالات تون هم با تاخیر جواب بدم به همین دلیل پیشاپیش ازتون عذرخواهی میکنم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

نمیدونم تا حالا سعی کردید خاطراتتون رو یه گوشه یادداشت کنید یا نه؟ اگه این کارو کرده باشید و بعضا تو بازه های مشخصی رفته باشید سروقتشون، احتمالا کلی خاطرات تلخ و شیرین براتون مرور میشه که خیلی باحال هستن و میتونید کلی ازشون درس بگیرید و اگه یخورده با دقت بیشتری هم بتونید بنویسید همین ها میشن درس آموخته های زندگی شما (بقول مهندس واحدی بلاخره پم باک فقط درس مدیریت پروژه نیست، بلکه درس زندگیه) و میتونید نه تنها برای بچه هاتون حتی برای آیندگان هم بذاریدشون تا ازشون استفاده کنن، بگذریم حالا من این مقدمه رو گفتم تا بتونم باهاش بحث ارزیابی عملکرد رو یجور ساده بگم.

جریان از این قراره که من شخصا برای خودم برنامه استراتژیک دارم با یک چشم انداز مشخص، و بر اساس استراتژی ها و اهدافم یه سیستم ارزیابی عملکرد هم دارم در کنارش، که طی این چند سال هی تغییرش دادم و کامل ترش کردم تا جاییکه الان بنظر بعضی از دوستان بسیار پیچیده و سنگین شده (البته برای خودم خوب قاعدتا خیلی سبک و روونه و مشکلی باهاش من ندارم) حالا وقتی بخوام برای کسی توضیحش بدم به این راحتی ها نمیتونه بپذیره که بخواد ازش استفاده کنه و حتی شاید باورش براش سخت باشه که من در طول روز علاوه بر کارهای عملیاتی (کارهای روتین و روزمره شرکت ها) تقریبا 30 تا 40 وقتم رو صرف کارهای فرا وظیفه ایم میکنم (کارهای که در جهت رسیدن به اهداف و استراتژی های خودم هست)، برای همین اومدم فکر کردم که چطور میشه یه روش خیلی خیلی سبک داشت که همه بتونن خودشون رو براحتی ارزیابی کنن تا بهتر از خودشون باشن، نهایتا ایده ای که به ذهنم رسید این بود که بهتره که هر کسی برای خودش یه دفتر خاطرات داشته باشه منتهی نه یه دفتر خاطرات معمولی بلکه یه دفتر خاطرات مایلستونی (یا رویدادی) تو این دفتر قراره که تو فاز اول رویدادهای مهم زندگیمون رو یادداشت کنیم (وقایع، رویدادها و مواردی که از نظر ما مهم هستن مثل محیط کار، خانواده، ورزش و ...) و اتفاق هم افتادن، چون سخت هست کسی بخواد هر روز خاطراتش رو بنویسه و اصلا شاید ارزش نوشتن هم نداشته باشن، برای همین پیشنهاد میکنم یه فایل ورد و یا تو قسمت یادداشت های گوشیتون و یا حتی یه تیکه کاغذ بردارید و خروجی های مهم امسالتون رو روی این برگه یا فایل بنویسید و سعی کنید منبعد توی یک تاریخ مشخص برید و بروزش کنید (مثلا انتهای هر ماه خوبه، بنظر من البته) تا به وضوح ببینید که واقعا چقدر دارید در جهت اهدافتون حرکت می کنید، بعد از اینکه چند ماه این کار رو انجام دادید حالا سعی کنید ابتدای هر ماه چند تا هدف کوچولو تحت عنوان برنامه یادداشت کنید (این میشه فاز دوم) و در طول اون ماه جهت رسیدن بهشون تلاش کنید، اینجوری بعد از مدتی وقتی متوجه شدید که دارید تغییر می کنید حالا یواش یواش ناخواسته سعی می کنید روش ارزیابی عملکردتون رو بهبود بدید تا هر روز از دیروزتون بهتر بشید. در پایان سال شما یه دفتر خاطرات احتمالا یکی دو برگه ای دارید که توش رویدادها یا همون مایلستون ها مهم تون رو توش نوشتید، خب حالا وقتشه که اون های که ارزش اطلاعاتی بیشتری دارن و قراره بعنوان درس آموخته برای خودتون و بقیه بذارید رو به دیتیل بیشتری بنویسید و طبیعتا لذتش رو ببرید.

و اما دو نکته: اول اینکه من خودم هم چند وقته اومدم از همین روش دارم استفاده میکنم (البته در کنار روش قبلی خودم چون بیشتر بهش عادت دارم) و دوم اینکه متاسفانه بنا به دلایلی نمی تونم فایل ارزیابی عملکرد و یا برنامه شخصی خودم رو براتون بفرستم.





نوع مطلب :
برچسب ها : سیستم ارزیابی عملکرد، ارزیابی عملکرد، خاطرات مایلستونی،
لینک های مرتبط :

یکی از سئوالات متداولی که ازم پرسیده میشه و شدتش هم معمولا تو قشر تازه کار به نسبت بقیه بیشتر هست، اینه که میخوان برن سراغ یادگیری نرم افزارهای این حوزه و عموما (پریماورا و ام اس پی)، ولی اولین مشکلی که دارن و خیلی هم از من سئوال میشه اینه که، میپرسن بنظرت آقای مهندس فلان موسسه دوره مثلا پریماورا رو خوب برگزار میکنه یا نه؟ استادش خوب هست یا نه؟ و ...

واقعا جواب دادن به این سئوالات سخته برای من یا هر کس دیگه، چون هم دانش من نسبت به موسسات و آموزشگاهها خیلی محدوده و هم اینکه هر کسی از زاویه دید خودش به داستان نگا میکنه، یعنی اینکه ممکنه که کسی بره تو یه دوره و براش خیلی خوب باشه ولی برای بغل دستیش افتضاح باشه، البته عکس این قضیه و حالت های مختلف دیگه ای هم هست، خب بگذریم، حالا من قصد دارم تو این مطلب بهتون یه دید کلی بدم تا خیلی راحت تر بتونید از بین موسسات یکی رو انتخاب کنید.

ببینید روش تدریس نرم افزارها معمولا به سه شکل هست:

1-     یادگیری جامع: تو حالت اول که متاسفانه خیلی رایج و فراگیر هست، استاد میاد شروع میکنه به توضیح دادن دستورات نرم افزار به ترتیب روی ریبون ها (یکی از مشخصه های این اساتید عزیز اینه که معمولا تو آموزشگاه همه نرم افزاری های مهندسی رو هم یه تنه تدریس میکنن)، برای اینکه بچه ها هم بتونن یعنی بصورت عملیاتی با نحوه کار این دستورات آشنا بشن، میاد نهایتا سه یا چهار تا فعالیت تعریف میکنه و هر دستوری رو بنحوی روی این چندتا فعالیت پیش میبرن، (تو این حالت سعی استاد اینه که به دانشجو بگه که ببین من دارم تک تک دستورات رو بهت بصورت کاملا جامع یاد میدم و هیچ چیزی رو از قلم نمیندازم)، ته این دوره یسری دانشجو پر ادعا میان بیرون که فکر میکنن نرم افزار رو بقول خودشون خوردن، شرکت تو این دوره ها مثل این میمونه که فرهنگ لغت دستت باشه و بخوای انگلیسی صحبت کنی، خب بنظرتون میشه؟ (نهایتا اینکه تو این حالت تدریس برای استاد راحت و فهم برای دانشجو سخته).

2-     ورک شاپ کارگاهی: تو این حالت که متاسفانه من شاید خیلی کم دیدم، استاد میاد یه پروژه از دنیای واقعی طراحی میکنه و طبق کار تو محیط واقعی سناریو رو پیش میبره، تو این حالت معمولا چند جلسه اول استاد سراغ نرم افزار نمیره و فقط مبانی و اصول زیر بنایی کار رو توضیح میده و بعد از این مرحله میاد سراغ نرم افزار و اغلب دستورات کلیدی رو بصورت جامع توضیح میده و اکیدا تاکید میکنه که سراغ یسری از دستورات نرید و دلایلش رو هم توضیح میده. تو این روش دانشجوها فکر میکنن که چون استاد تک تک دستورات رو نگفته پس دوره خیلی کامل و جامع نبوده، خروجی این دوره باعث میشه دانشجوها بیشتر برن سراغ یادگیری عملی و دانش شون رو تکمیل کنن. شرکت تو این دوره ها مثل این میمونه که انگار رفتید یه دوره مکالمه زبان و یسری چیزا را تا حدودی یاد گرفتید، تو این حالت میشه دست و پا شکسته یکم انگلیسی صحبت کرد و یکم هم فهمید، (پس میشه لنگان خرک خویش رو به منزل رسوند). (تو این حالت تدریس برای استاد نسبتا سخت و فهم برای دانشجو خیلی راحت هست).

3-     روش کارگاهی جامع (ترکیبی) : بعضی از موسسات میان دو تا دوره طراحی میکنن (که دروغ چرا من تا حالا جایی ندیدم)، اولیش رو سناریو بیس میرن جلو و مفاهیم و اصول زیر بنایی کار واقعی رو میگن مثل همین حالت ورک شاپ کارگاهی (بهش میگن دوره مقدماتی) و بعدش میان یه دوره پیشرفته تر در نظر میگیرن برای اینکه به مطالب و مفاهیم عمق بیشتری بدن، البته بازم با کمک یه سناریو پیچیده تر و تقریبا تو این دوره بنحوی سعی می کنند که دوره را کارگاهی و بنحوی جامع برگزار کنن. (تو این حالت  طراحی دوره و تدریس برای استاد خیلی سخت هست ولی از اونطرف فهمش برای دانشجو خیلی راحت هست ولی خب هزینش هم بالاست به نسبت دوره های اول و دومی که گفتم).

نتیجه گیری: قبل از اینکه بخواید برید تو یه دوره حتما سعی کنید متوجه بشید روش تدریس استاد به چه شکلی هست، اگه روش اول بود که پیشنهاد میکنم اصلا نرید، ولی اگر روش دوم یا سوم رو داشتند پیشنهاد میکنم حتما برید و دوره رو بگذرونید، و برای اینکه بدونید روش تدریس استاد چطوره یه راه بیشتر ندارید و اونم اینه که باید از کسانی که قبلا با اون آموزشگاه رفتن تحقیق کنید.





نوع مطلب :
برچسب ها : دوره های یادگیری نرم افزارهای کنترل پروژه؟؟؟، یادگیری MSP، یادگیری P6،
لینک های مرتبط :

یکی از مواردی که خیلی وقت من رو تو شرکت ها میگیره و تهش هم هیچ جذابیتی برام نداره، تهیه گزارش لایحه تاخیرات در پایان پروژه هست، تا حالا هیچ دقت کردید که چرا تو شرایط عمومی پیمان (بند ج ماده 30) میگه که باید پس از پایان مدت اولیه یا هر تمدید مدت پیمان دیگری اگر کار به اتمام نرسیده باشد پیمانکار باید گزارش تاخیراتش رو بفرسته، خب بنظرتون چرا گفته پس از مدت اولیه پیمان؟ واقعا اونوقت بنظرتون خیلی دیر نیست؟ (نقاط ضعف این روش رو در آخر گفتم).

من برای اینکه بهتون بگم که بهترین زمان برای ارسال گزارش تاخیرات کی هست 4 تا پیشنهاد بهتون میدم که به ترتیب اولویت بندی میشن (البته از نظر من):

پیشنهاد اول: هر وقت مطابق قرارداد مثلا ده بند ماده 30 تاخیر و یا تغییر و یا سایر موارد رخ دادن (منهای بند یک، تو این حالت باید قبل از انجام کار پیشنهادتون رو برای تغییر مدت زمان بدید، بهرحال جنگ اول به از صلح آخر) بهترین فرصت هست که یه گزارش خلاصه در خصوص اون آیتم تاخیر تهیه کنید و همراه با بقیه مستندات برای مشاور و کارفرما بفرستید تا اونا بررسی کنن و نظر نهایشون رو بدن، بنظرم این بهترین زمان هست برای ارسال گزارش تاخیرات، نقاط قوت و ضعف این روش هم از دید من این موارد هستن:

نقاط قوت روش اول:

1-     همه یادشون هست دقیقا چه اتفاقی افتاده، پس نمیشه به این راحتی قضیه رو پیچوند.

2-     ارزیابی عملکرد مطابق برنامه زمان بندی برای همه ارکان پروژه درست اتفاق میفته (قرار نیست فقط پیمانکار مواخذه بشه تو جلسات)، تو این حالت مشخصه که دقیقا چند روز از تاخیرات بخاطر تاخیر در پرداخت های کارفرما بوده، چقدرش بخاطر تاخیرات و یا تغییرات مشاور اتفاق افتاده و چقدرش هم به پیمانکار برمیگرده، پس تو جلسات چون نتایج تاخیرات پروژه مشخص هست به این راحتی نمیشه کسی رو متهم ردیف اول تو بوجود اومدن تاخیرات دونست.

3-     براحتی میشه تاثیرش رو تو برنامه زمان بندی با استفاده از تکنیک های که وجود داره با سایر آیتم ها دید (منظورم همون بحث معروف همپوشانی هاست)، چون یک آیتم که بیشتر  نیست، پس میشه براش وقت بیشتری گذاشت و با دقت بیشتری بررسیش کرد.

4-     در طول اجرای پروژه داره مدام به ارکان پروژه تلنگر میزنه که حواسشون رو برای ادامه راه جمع کنن، (مثلا دور از جوون کارفرماها داره بهشون هشدار میده که با توجه به این وضعیت پرداخت ها خیلی بعیده که پروژه سر وقت تموم بشه).

5-     نتایجش بشدت واقع بینانه هست.

6-     پایان پروژه راحت هستید.

نقاط ضعف این روش:

1-     خیلی بعیده که مشاور و کارفرما این روش رو بپذیرن، خب حالا دلیلشون چیه که نمی پذیرن؟ من نمیدونم واقعا و استدلالشون چیه برای این که نپذیرن؟ تو شرایط عمومی همچین چیزی نگفته و چون باهاش مغایرت داره پس نمیشه.

پیشنهاد دوم: شما اگر در جایگاه پیمانکار هستید و یا اگر مشاور یا کارفرمای حرفه ای هستید و برای مدیریت پروژه تون متدولوژی مناسب دارید سعی کنید از روش اول استفاده کنید، ولی اگر به هر دلیلی مشاور و یا کارفرما با این روش مخالفت کردن، این روشی رو که میگم پیشنهاد بدید.

پیشنهاد دوم من اینه: یه دستورالعمل هماهنگی بین خودتون بنویسید که مثلا هر گاه انحراف از برنامه زمان بندی 10%- شد و تاخیرات روی مسیر بحرانی هم از مرز 30 روز گذشت پیمانکار باید گزارش توجیه تاخیراتش رو ارسال کنه (این اعداد فقط برای مثال بود و قطعا براساس حساسیت و آستانه های پروژه تفاوت می کنه) و براون اساس برنامه زمان بندی اصلاحی جبرانی بده. (دقت کنید برنامه اصلاحی یه چیزه، برنامه جبرانی یه چیز دیگست و برنامه جبرانی اصلاحی هم یه چیز دیگست، فرصت کردم در موردشون تو آینده یه مطالب می نویسم).

پیشنهاد سوم: شما اگر در جایگاه پیمانکار هستید و یا اگر مشاور یا کارفرمای حرفه ای هستید و برای مدیریت پروژه تون متدولوژی مناسب دارید سعی کنید از روش اول یا دوم استفاده کنید، ولی اگر به هر دلیلی مشاور و یا کارفرما با این روش ها مخالفت کردن، این روشی رو که میگم پیشنهاد بدید.

پیشنهاد سوم من اینه: گزارش توجیه تاخیرات پروژه رو بصورت پریود ماهیانه بفرستید، یعنی بازم باید یه دستورالعمل بنویسید که پایان هر ماه پیمانکار گزارش تاخیرات رو تو یه فرمت خاص با استفاده از یه تکنیک مناسب ببره تو برنامه زمان بندی و بفرسته برای مشاور محترم جهت بررسی و اعلام نظر (معاونت عمران شهرداری اصفهان با اینکه کارفرما هست ولی از این روش استفاده میکنه که بنظرم گام خیلی خوب و مثبتی هست تو سنت شکنی).

پیشنهاد چهارم من اینه: طبق شرایط عمومی پیمان برید جلو، منتهی حواستون باشه که نقاط ضعفش خیلی زیاد هست و بنظر من هیچ نقطه قوتی نداره، برای اینکه بدونید نقاط ضعفش چه چیزهای هستن یه زحمت بکشید و برید نقاط قوت روش اول رو مجددا بخونید، منتهی باید برعکسشون کنید تا متوجه داستان بشید.

به امید اجرای موفق تر پروژه ها در کشومان ایران





نوع مطلب :
برچسب ها : لایحه تاخیرات، ارسال گزارش تاخیرات، ماده سی شرایط عمومی پیمان، همه چیز در مورد تاخیرات،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 2 دی 1395 :: نویسنده : عباس مقدسی

واقعیت اینه که تو بسیاری از پیام های که بهم میدن یا تو شرکت های مختلف که دارم کار میکنم، میبینم یه چیزی بین اکثر کارمندا رایجه، و اون اینه که همه از پایین بودن حقوقشون شاکی هستن و معمولا نوک پیکان هم که طبق معمول سمت مدیر عامله شرکته، البته ممکنه که یسری هاشون هم بحق و بجا باشه، ولی چیزی که من متاسفانه بین قشر مهندس که بیشتر باهاشون در ارتباط هستم می بینم اینه که طرف لیسانسش رو از دانشگاه گرفته (فارغ از اینکه حالا چقدر این دروسی که خونده بدرد کار حرفه ای میخورن یا نمیخورن) و جذب بازار کار شده و سرکار جدیدش هم البته یسری مطلب کاربردی یاد گرفته چون خیلی بهشون نیاز داشته، در ادامه (منظورم معمولا سال دوم به بعد هست) دیگه چیز جدیدی یاد نگرفته (شایدم بهتره بگم که نیازش رو تو خودش هیچوقت حس نکرده) و میخواد با همین اندوخته خیلی کمی که کاشته مثلا بیست و اندی سال تو سازمان کار کنه و البته پیشرفت هم بکنه و حقوقش هم هر 6 ماه یکبار افزایش پیدا کنه و از دانسته هاش برداشت کنه.

متاسفانه یکی از مشکلات اساسی اغلب کارشناس های ما اینه که به اندازه کافی به مرحله کاشت توجه ندارند و فقط فوکس کردن روی مرحله برداشت، یکبار کاشتن و فکر میکنن که حالا یونجه هست که تا مثلا هفت سال ازش برداشت کنن، نه عزیزم از این خبرا تو محیط پیچیده و سراسر تغییر امروز خبری نیست شما باید بیشتر تمرکزتون رو بذارید تو مرحله کاشت نه برداشت، کاشتن یعنی اینکه شما یه درصد ثابتی رو از درآمد ماهیانتون رو خرج خرید کتابهای بدرد بخور کنید (مثلا 5%)، کاشتن یعنی اینکه حتما تو سمینارها و همایش ها شرکت کنید، کاشتن یعنی اینکه برید و مدارک حرفه ای رشته کاریتون رو بگیرید (حداقل سالی یه مدرک)، کاشتن یعنی اینکه باید سعی کنید یه کتاب بنویسید و یا مقاله ارائه بدید، کاشتن یعنی اینکه با بهترین های صنعت خودتون در ارتباط باشید و یاد بگیرید تا رشد کنید، کاشتن یعنی اینکه بصورت مرتب و روزانه مطالعه مفید داشته باشید، کاشتن یعنی اینکه دو دستی نچسبید به یه شرکت و بیست سال درجا بزنید باید سعی کنید جسارت داشته باشید استعفا بدید و برید دنبال کارهای هیجان انگیز جدیدتر و بهتر.

کاشتن یه فرآیند مستمر و پیوسته هست نه یه فرآیند گسسته و ناپیوسته، و البته شما هم نباید انتظار داشته باشید درجا و همون لحظه جوهر مدرکتون نخشکیده نتیجه بگیرید بلکه در بلند مدت نتایجش رو با تمام وجود حس خواهید کرد.

نتیجه گیری: باور کنید تا نکارید نمی تونید برداشت کنید و اگرم همچین چیزی جای دیدید بدونید که موقتی هست و برای نتیجه گرفتن در بلند مدت باز هم باید رفت سراغ کاشتن، پس از همین حالا فکر کنید که چی میتونید بکارید تا بعدا نتیجش رو درو کنید.





نوع مطلب :
برچسب ها : کاشت و برداشت،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 11 آذر 1395 :: نویسنده : عباس مقدسی

در ادامه سری پادکست های چگونگی تهیه و گردآوری گزارش تاخیرات، میتونید پادکست دهم رو از این لینک دانلود کنید و بهش گوش بدید، امیدورام براتون مفید باشه، در پایان جا داره از زحمات همکارم سرکار خانم مهندس آقابابایی در تهیه این سری پادکست کمال تشکر و قدردانی رو داشته باشم.





نوع مطلب :
برچسب ها : چگونگی تهیه گزارش تاخیرات، آموزش قدم به قدم تهیه لایحه تاخیرات، مدیریت ادعا،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 7 آذر 1395 :: نویسنده : عباس مقدسی

برای یکی از پروژه هامون که تو شهرستان باغملک استان اهواز هست، نیاز به یکنفر کارشناس برنامه ریزی و کنترل پروژه مقیم داریم (تاکید میکنم نیروی مقیم)، اگه کسی از دوستان تمایل داره میتونه بهم پیام بده و برام رزومه بفرسته. (بعد در مورد جزئیاتش با هم صحبت میکنیم)





نوع مطلب :
برچسب ها : آگهی استخدام برنامه ریزی و کنترل پروژه، استخدام کنترل پروژه،
لینک های مرتبط :

اگه یادتون باشه قبلا تو این مطلب در خصوص تفاوت موفقیت پروژه با موفقیت مدیریت پروژه یه مطلب نوشته بودم، حالا قصد دارم تفاوت ارزیابی عملکرد پیمانکار با پروژه را بصورت مختصر توضیح بدم.

یکی از مواردی که تو جلسات خیلی چالش برانگیز هست بحث فاکتورهای وزنی در برنامه زمان بندی پروژه ست (و عمدتا زمانیکه ضرایب ریالی باشن)، کافی تو یه جلسه نشسته باشید و یکی از وضعیت پیشرفت پروژه ناراضی باشه و یا تحت فشار باشه، اولین کاری که میکنه اینه که ضرایب برنامه رو یجوری زیر سئوال میبره که بله این ضرایب چون ریالی هستن و فیزیکی نیستن پس درست نیستند و چه و چه...

خب بگذریم، کلا بنظر این تحلیل خیلی منطقی نیست، نظر من اینه که زمانیکه میخواید عملکرد پیمانکار رو ارزیابی کنید نباید از درصد پیشرفت استفاده کنید چون درصد پیشرفت داره وضعیت ارزش ایجاد شده توی پروژه را بررسی میکنه (ارزیابی عملکرد پروژه) نه عملکرد پیمانکار رو، بهتره بجای استفاده از درصدهای پیشرفت برید و تاخیرات پروژه رو بررسی کنید (با تکنیک ES یا استفاده از مسیر بحرانی و یا نظر کارشناس خبره). بهترین روش برای ارزیابی عملکرد پیمانکار، بررسی تاخیرات پروژه ست و اینکه تخمین بزنید که مدت زمان باقی مانده جهت تکمیل کار چند وقت دیگست. اگه بتونید تاخیرات رو تو بازه های ماهیانه هم بررسی کنید (برخلاف نظر شرایط عمومی پیمان) و میزان تاخیرات مجاز و غیر مجاز رو بررسی کنید اونموقع دقیقا مشخص میشه که کدام یک از ارکان پروژه (کارفرما، مشاور، پیمانکار) بیشترین عامل در بوجود آمدن تاخیرات هستن.

زمانیکه دارید درصدهای پیشرفت رو اعلام می کنید باید بدونید که در حقیقت دارید وضعیت ارزش ایجاد شده کل پروژه رو ارزیابی می کنید نه صرفا عملکرد پیمانکار رو، پس در این حالت حتما باید ضرایب شما بصورت ریالی باشن، ببینید دوستان باور کنید پیشرفت پروژه همون ارزش ایجاد شده در پروژه هست، ولی چون بعضی ها نمیدونن و ناخواسته میخوان با درصد پیشرفت پروژه عملکرد پیمانکار رو بررسی میکنن به این نتیجه میرسن که فاکتور های وزنی ریالی مشکل ساز هستن و باید با یسری روش دیگه اصلاح بشن، بهرحال برای اینکه بخواید از یکی سئوال جواب درست بگیرید اول باید خود سئوال درست باشه و بعد دنبال جواب درست بگردید.

احتمالا الان دیگه باید به این نتیجه رسیده باشید که:

1-     ارزیابی عملکرد پیمانکار با پروژه، بخاطر نزیکی و تشابه زیاد با هم اشتباه گرفته میشن ولی با هم متفاوت هستن.

2-     ارزیابی موفقیت مدیریت پروژه و پروژه دو مقوله کاملا متفاوت هستن.

3-     ارزیابی عملکرد مدیر پروژه با موفقیت پروژه هر چند که ارتباط تنگاتنگی هم با هم دارند و خیلی نزدیک به هم هستن ولی یکی نیستن.





نوع مطلب :
برچسب ها : تفاوت ارزیابی عملکرد پیمانکار با ارزیابی عملکرد پروژه، ارزیابی عملکرد پیمانکار، ارزیابی عملکرد پروژه، پیشرفت پروژه، تاخیرات در پروژه،
لینک های مرتبط :
شنبه 6 آذر 1395 :: نویسنده : عباس مقدسی

در ادامه سری پادکست های چگونگی تهیه و گردآوری گزارش تاخیرات، میتونید پادکست نهم رو از این لینک دانلود کنید و بهش گوش بدید، امیدورام براتون مفید باشه.





نوع مطلب :
برچسب ها : چگونگی تهیه گزارش تاخیرات، آموزش قدم به قدم لایحه تاخیرات، تاخیرات مالی پروژه،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 2 آذر 1395 :: نویسنده : عباس مقدسی

در ادامه سری پادکست های چگونگی تهیه و گردآوری گزارش تاخیرات، میتونید پادکست هشتم رو از این لینک دانلود کنید و بهش گوش بدید، امیدورام براتون مفید باشه.





نوع مطلب :
برچسب ها : تهیه گزارش تاخیرات، لایحه تاخیرات مالی، لایحه تاخیرات فنی، آموزش گام به گام تاخیرات،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 1 آذر 1395 :: نویسنده : عباس مقدسی

در ادامه سری پادکست های چگونگی تهیه و گردآوری گزارش تاخیرات، میتونید پادکست هفتم رو از این لینک دانلود کنید و بهش گوش بدید، امیدورام براتون مفید باشه.





نوع مطلب :
برچسب ها : گزارش تاخیرات فنی، آموزش قدم به قدم تهیه تاخیرات در پروژه ها، Claim Management،
لینک های مرتبط :
شنبه 29 آبان 1395 :: نویسنده : عباس مقدسی

در ادامه سری پادکست های چگونگی تهیه و گردآوری گزارش تاخیرات، میتونید پادکست ششم رو از این لینک دانلود کنید و بهش گوش بدید، امیدورام براتون مفید باشه.





نوع مطلب :
برچسب ها : نحوه تهیه گزارش تاخیرات، لایحه تاخیرات، تاخیرات در پروژه ها،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 15 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
اگر سئوالی براتون پیش اومد و یا نیاز به همفکری داشتید خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم، برای این کار میتونید بهم ایمیل بزنید-موفق باشید Moghadasi.tkd@gmail.com